× کلیک کنیدتازه ترین آمار ابتلا، بهبود و مرگ و میر ویروس کرونا به همراه Live Map
اینستاگرام ژرفا

قسمت سیزده – کارما و کرونا

(دیدگاه 5 کاربر)

پادکست

 

با ما همراه باشید با این شماره از پادکست ژرفا با عنوان “کارما و کرونا”.

کارما و کرونا

دقیقا شبی که فرداش سال ۲۰۲۰ آغاز می شد و بسیاری از مردم دنیا مشغول برگزاری جشن های سال نو میلادی بودن، مقامات وزارت بهداشت چین متوجه مشکلی بزرگ در کشورشون شدن.

جمعیت قابل توجهی از آدمها که به سرعت هم تعدادشون در حال افزایش بود؛ بدون اینکه سرما خورده باشن یا آنفولانزا داشته باشن علایمی مثل سرفه خشک و تب از خودشون نشون می دادن. خیلی زود این بیماری مرموز انسانهای زیادی رو به کام مرگ کشوند. پزشک ها خیلی سریع متهم اصلی رو پیدا کردن. یک ویروس بسیار کوچک به اسم کووید ۱۹ یا کرونا وایروس ۲۰۱۹. تلاش ها برای ریشه یابی این ویروس ادامه پیدا کرد و همه سرنخ ها به یک بازار گوشت در شهر ووهان چین می رسید.

بزارید توصیفی بکنم از این بازار تا بهتر متوجه بشیم جایی که سرچشمه این ویروس عالم گیر بود و تا امروز یعنی ۲۶ فروردین ۱۲۰ هزار نفر رو به کام مرگ کشونده، دقیقا چه جور جایی هست.

به مانند خیلی از بازارهای دنیا، تعداد زیادی غرفه های روباز کوچیک پشت سر قرار گرفتن و دالون های تنگ و تاریک و شلوغی رو تشکیل دادن که پر از مشتریه. مشتری هایی که هوس گوشت کردن. گوشت مار، گوشت سگ، گوشت گربه، زباد، مورچه خار پنگولین، تشی یا همون خارپشت، موش، خفاش، طاووس، غازهای وحشی .

این بازار در واقع ترکیبی هست از انسان های عاشق گوشت، حیوانات زنده که منتظر سلاخی هستن، حیوانات در حال مرگ و البته حیوانات مرده. معمولا به سنگدلانه ترین شکل ممکن این حیوانات در قفس های بسیار تنگ و روی سر و کله هم نگه داری میشن وحتی گاهی مرده و زنده اونها در کنار هم انداخته میشن. هر غرفه معمولا یک میز قصابی داره که در اون به سفارش مشتری مثلا یک سگ زنده انتخاب میشه، همونجا سلاخی میشه و پوستش کنده میشه در حالی که سگ های دیگه در حال تماشا هستن. بوی خون آشناترین بوست و رنگ قرمز درخشان ترین رنگ.

به عقیده من اونچه که در این بازارها اتفاق می افته نمونه عیانی هست از نحوه رفتار ما آدم ها با طبیعت. ما انسان ها برای سالیان سال همینطور به دنبال رویاهای پوچ خودمون دوییدیم و دوییدیم قافل از اینکه تبدیل شدیم به موجودی خودخواه که خودش رو اشرف مخلوقات می دونه و تا می تونه می کشه و تخریب می کنه و ازبین می بره و حقوق گونه های دیگر موجود بر روی زمین رو زیر پا می زاره. ظلمی که در مرغداری ها و گاوداری های صنعتی نسبت به این حیوون ها روا میشه خیلی هم فرقی نداره با اونچه که در بازارهای گوشت چین جریان داره. بیاید برای یک بار هم که شده در رفتار خودمون ژرف بشیم و ببینیم چه کردیم که به اینجا رسیدیم. هر چی که بکاریم همون رو درو خواهیم کرد. این یعنی کارما

از ۴۱ نفر از اولین مبتلایان به این بیماری ۲۷ نفر در این بازار بودن. مقامات چینی به سرعت این بازار رو تعطیل کردن. به نظر می رسید تاریخ داره تکرار میشه. سال ۲۰۰۳ یک ویروس مشابه دیگه از خانواده کرونا به نام سارس در یک بازار گوشت مشابه در جنوب چین شروع شد. به ۲۹ کشور سرایت کرد و ۸۰۰ نفر رو هم به کام مرگ کشوند. حالا ۱۸ سال بعد، کرونا ویروس یک میلیون و نهصد و بیست و پنج هزار نفر رو در سرتاسر دنیا مبتلا کرده و تا امروز ۱۲۰ هزار نفر رو هم به کشتن داده.

اما این روزها خیلی از مردم خصوصا اونها که به کارما اعتقاد دارن مثل خود من از خودشون می پرسن که آیا این ویروس انتقام طبیعته؟ پاپ فرانسیس هم اتفاقا اخیرا همین رو گفت. شاید این کارمای سالهای سال رفتار اشتباه ماست که داره به ما برمی گرده. همینجا داخل پرانتز بگم که کارما در لغت به معنی زیستکاره، یعنی عملکرد یک فرد در زندگیش. اصل کارما شروعش برمیگرده به ادیان هندوئیسم و بودئیسم . به عبارت ساده اصل کارما میگه: نتیجه هرآنچه انجام می‌دهیم به خودمان بازمی‌گردد. به قول خودمون از هر دستی بدی از همون دستم پس می گیری.

من کاملا واقفم که خیلی از شماها ممکنه به کارما معتقد نباشین و به این قصه که فاجعه کرونا شاید نتیجه اعمال انسانه باور نداشته باشین. اشکالی نداره. من هم اصلا قصدم متقاعد کردن کسی نیست اما حتما همتون اذعان می کنید به اینکه اگر شما سیستمی رو از تعادل خارج کنید یک جا بالاخره اون سیستم عکس العمل نشون میده. شما حتی اگر به ماشین شخصیتون مثلا بی توجهی کنید، روغنش رو عوض نکنید، لاستیکاشو عوض نکنید بالاخره یک جا شمارو لنگ می زاره تازه اگر باعث تصادف و خدای نکرده به خطر انداختن جونتون نشه. ما ۷.۵ میلیارد انسان هستیم. خوشبختانه یا شایدم متاسفانه هوشمندیم و قدرت باورنکردنی ای در بهره برداری از زمین داریم و سالهاست که با بی توجهی و خودخواهی خودمون، همه چیز رو بر روی زمین به هم زدیم. ماییم که سرمنشا بحرانیم.

در این شماره از ژرفا می خوام از این زاویه به ماجراهای این ریزک تاجدار یعنی ویروس کرونا نگاه کنم و اطلاعاتی رو به شما میدم که مطمئنم خیلی هاتون از شنیدنش شگفت زده خواهید شد. همینجا هم عرض کنم که ممکنه اگر حساس هستین شنیدن بعضی توصیفات این اپیزود براتون سخت باشه. پس توصیه می کنم اگر حساس هستین اصلا این اپیزود رو گوش ندین و حواستون هم به بچه های اطرافتون باشه که اونها حتما حساس هستن و بهتره نشنون. من علیرضا پاینده هستم. دغدغم طبیعته و در هر قسمت از ژرفا سعی می کنم عشق به طبیعت خصوصا دریاها و اقیانوس ها رو به مردم عزیزم ایران هدیه بدم.

خب قبل از شروع دو سه تا جمله سریع بگم و بعد وارد داستان این اپیزود بشیم. خبر خوب اینکه کار خبرنامه ژرفا به خوبی داره پیش میره. ما در اینستاگرام ژرفا دعوت به همکاری کردیم و تیمی از بچه های با دغدغه مشترک رو تشکیل دادیم و قرار هست که هر دو ماه یک بار خبرنامه ژرفا رو منتشر کنیم. اگر دوست دارین عضو این خبرنامه بشین همین الان ایمیلتون رو ارسال کنید به شماره ۱۰۰۰۶۶۶۱۰۰۰. اگر ایمیل هم ندارین اشکال نداره. می تونید حتی یه پیام خالی بفرستین به شماره ۱۰۰۰۶۶۶۱۰۰۰. اینطوری ما شماره یا ایمیل شمارو خواهیم داشت و خبرنامه رو براتون به شماره هاتون یا ایمیل هاتون ارسال خواهیم کرد.

خبر خوب دوم اینکه سایت ژرفا نو نوار شده. سری بزنید اونجا پر از مطالب جالب و پیرامونی هست. از عجایب دنیای زیر آب گرفته تا مطالبی که به نوعی تکمیل می کنن مباحث مطرح شده در اپیزودها رو. ادرس سایتم هست zharfapodcast.com. ژرفا هم با zh نوشته میشه. ادرس سایت همینجا در توضیحات اپیزود هم هست. می تونید کلیک کنید و برید از سایت دیدن کنید. اگر هم دوست دارید در چهارچوب مطالب ژرفا مطلب بنویسید یا محتوا تولید کنید تا در سایت ژرفا منتشر بشه ما استقبال می کنیم. کافیه به من پیام بدین در اینستاگرام.

و خبر اخر اینکه هنوز قرعه کشی چالش زندگی سبز انجام نشده. قرار بود که ۵ تا پلنر هلی تاک به کسایی که برای نجات اقیانوس ها قدم بر میدارن و از خودشون با تگ کردن اینستاگرام ژرفا پست یا استوری میزارن هدیه داده بشه. پلنر هلی تاک هنوز منتشر نشده به خاطر کرونا و تعطیلی انتشارات ولی به محض اینکه چاپ بشه ما قرعه کشی رو هم انجام میدیم. پس فعلا چالش زندگی سبز ادامه داره و می تونین هنوز شرکت کنین و یک پلنر برنده بشین.

خوب بریم سرغ این شماره از ژرفا با موضوع “کارما و کرونا”.

جنون گاوی در بریتانیا

یکی از معروف ترین سیاست مدارهای محافظه کار انگلیسی به اسم جیمز گولداسمیز که خیلی معروفه و مخالف سرسخت پیوستن انگلیس یه اتحادیه اروپا بود و یه جورایی پایه گذار جنبش برگزیت در انگلیس هم محسوب میشه، سال ۱۹۹۴ کتابی رو نوشت به اسم تله. در اون کتاب ایشون به صورت جدی هشدار داد درباره پیامدهای جهانی شدن بی حد و مرز. ایشون هشدار داد که صنعت دامداری در انگلیس در حال نابودیه چون به دامدارها اموزش داده شده بود برای کسب منفعت بیشتر باید گاوهایی که میمیرن رو چرخ کنن و بدن به گاوهای دیگه تا بخورن.

دامدارها فهمیدن که وقتی گاوی می میره میتونه پودر بشه و تبدیل به غذای پر از پروتین گاو دیگری بشه و این یعنی میتونستن در هزینه غذای گاوها صرفه جویی کنن. آقای جیمز گولداسمیز هشدار داد که این منتهی به یک فاجعه خواهد شد. ما داریم گاوی که علف خواره، گیاه خواره تبدیلش می کنیم به گوشت خوار و وحشتناکتر از اون به هم نوع خوار.

ایشون برای اثبات ادعای خودش از آدم خوارها مثال می زنه که مثال بسیار درستی هم هست. می گه کافیه نگاه کنیم به سرنوشت انسان های آدم خوار در میان قبیله‌های محلی ساکن پاپوآ گینه نو. پاپوآگینه نو یک جزیره بزرگه پر از جنگل های انبوه که شاید بشه گفت دست نخورده ترین بخش روی کره زمینه حتی دست نخورده تر از چنگل های آمازون. هنوز نزدیک ۸۰ درصد جمعیت این کشور به صورت قبیله ای زندگی می کنن و پر از قبیله هایی هست که هنوز که هنوزه ارتباطی با عالم بیرون ندارن. یک رسم رایج در این کشور آدم خواری بوده.

اگرچه در اواخر قرن بیستم شکار انسان و آدم‌خواری در پاپوآ گینه نو ریشه‌کن شد، اما هنوز هم آثاری ازش هست و جریان داره. این رسم در واقع بخشی از رسوم گذشته این جزیره بوده. رسومی که در اون انسانها با ادمخواری روحیه جنگاوری خودشون رو اثبات می کردن و معتقد بدون با این کار روح و قدرت دشمن رو از ان خودشون می کنن. خیلی از مبلغان دینی به این جزیره می رن تا این قبایل رو که در تاریخ خودشون اصلا با مفهوم دین آشنا نبودن رو به دین دعوت کنن. مبلغین مسیحی، مسلمان یهودی.

در سال ۱۹۰۱، در یکی از جزایر پاپواگینه نو در خلیج پاپوآ، هری داونسی، که یک مبلغ مسیحی بود، در خانه‌های قبایل این جزیره ۱۰ هزار جمجمه انسان پیدا کرد که نشان‌دهنده آیین‌های گذشته شکار انسان در این منطقه بود و همونطور که گفتم هنوز هم ردی از آن در برخی گروه‌های اجتماعی در پاپواگینه نو وجود داره.

سال ۱۹۵۴ یک پزشک آمریکایی-مجاری به نام دانیل کارلتون گایداشک که متخصص بیماری های عفونی بود و اتفاقا در اون زمان در تهران بود و در انستیتو پاستور ایران مشغول فعالیت بود، از طرف دولت استرالیا دعوت شد تا به استرالیا بره و اونجا فعالیت کنه. در دوران فعالیتش در اونجا با بیماری عجیبی آشنا شد که در قبیله fore درکوهستان‌های شرقی پاپوآ گینه نو شایع بود و بومیان اسم این بیماری رو کورو یعنی رعشه گذاشته بودن.

اولین علائم بیماری با درد مفاصل و سردرد شروع می‌شد و به‌طور شاخص با از دست رفتن هماهنگی عضلات، لرزش و زوال عقل ادامه پیدا می کرد. بیماری پس از شروع علائم به‌طور مداوم پیشرفت می‌کرد و دو سال پس از شروع علائم مرگ بیمار را باعث می‌شد. تا مدت زیادی علت این بیماری ناشناس بود. خیلی ها اون رو وراثتی می دونستن تا اینکه نهایتا اقای دانیل کارلتون گایداشک متوجه شد بیماری به علت مراسم آدم‌خواری افراد فوت شده که جزئی از مراسم سوگواری بود، بین آدم ها انتقال پیدا می کرد. تو این مراسم همه از جمله زنان و کودکان مغز متوفی را می‌خوردند و عامل عفونی ناشناس که در مغز متوفی قرار داشت منتقل می شد به ادم های دیگه.

پریون عامل بیماری کورو

عامل این بیماری نه باکتری بود نه ویروس بلکه پریون بود که بسیار کوچکتر از ویروس ها و باکتری هاست. اون زمان وقتی اولین بار آقای دانیل کارلتون این ادعا رو مطرح کرد که عامل این بیماری پریونه همه بهش خندیدن اما دیری نگذشت که همه آزمایشات اثبات کرد که بر اثر خوردن مغز ادمها توسط ادمهای دیگه پریون منتقل میشه و منجر به ایجاد بیماری میشه. آقای کارلتون به خاطر کار روی بیماری کورو و کشف علتش یعنی خوردن مغز آدمها برنده جایزه نوبل پزشکی شد.

حالا برگردیم به حرفای آقای جیمز گولداسمیز همون سیاست مدار انگلیسی در کتاب تله. ایشون با اشاره به این داستانها هشدار دادن در مورد نابودی صنعت دامداری در بریتانیا. و همین اتفاق هم افتاد بیماری جنون گاوی صنعت گاوداری بریتانیا رو نابود کرد و جنون گاوی باعثش چی بود؟ تبدیل کردن گاوهای علف خوار به هم نوع خوار و خوردن مغز گاوهای دیگه. عامل این بیماری هم دقیقا همون پروینه که باعث بیماری کورو در بین قبایل ادم خوار پاپوآ گینه نو شده بود.

جنون گاوی صنعت دامداری خیلی از کشورها رو ورشکست کرد و بیلیون ها دلار به اقتصاد این کشورها ضرر زد. از همه بدتر اینکه با خوردن گوشت گاو مبتلا به جنون گاوی این بیماری به انسان هم منتقل میشد. هزاران نفر به این بیماری مبتلا شدن و صدها نفر هم جونشون رو از دست دادن. جالبه بدونید هنوز هم بیماری جنون گاوی درمونی نداره و بدون بهبودی درهمه موارد کشنده است. علتشم اینه که عامل این بیماری یعنی پریون که گفتم عامل بیماری کورو در بین ادم خوار ها هم بود بسیار چیز عجیب غریبیه. پریون ها حتی از ویروس‌ها کوچکترن و بر خلاف دیگر عوامل بیماریزا ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارند؛ مثلا در مقابل پرتو فرابنفش، فرمالین، یخ‌زدن‌های مکرر، (حرارت ۱۳۵ درجه و فشار ۵ اتمسفر) حرارت ۱۰۰ درجه یعنی نقطه جوش آب، به مدت ۴۸ ساعت مقاومت دارند. متخصصین اسم این بیماری رو انگل همیشه جاوید گذاشتن.

من فکر می کنم که اینها بالاخره یک جور مکانیزم دفاعی زمین هستند تا دیگه یک جایی ما ادمها رو متوقف کنن و اجازه ندن هر کاری دلمون می خواد انجام بدیم. این روحیه ی منفعت طلبی و سودجوبی محض ما انسانها باعث شده که نه تنها نسبت به موجودات دیگه ظلم بکنیم بلکه نسبت به خودمون هم نامهربون باشیم و انسان های زیادی در سرتاسر دنیا تحت ظلم و ستم قرار بگیرن.

الان در امریکا فقط به خاطر منفعت بیشتر و استفاده از نیروی کار ارزون بیشتر شرکت های داروسازی آمریکایی در چین مستقر هستند، کامپیوترهای امریکایی همینطور، گوشی های اپل، محصولات اپل تماما در چین تولید میشن. در دوران بیل کیلینتون و جورج بوش که عاشق جهانی شدن بودن، کل صنعت امریکا رو تشویق کردن که کارخونه های خودشون رو منتقل کنن به چین چون اونجا کارگرها حقوق کمتری می گرفتن و در مقابل انتقاد خیلی ها در داخل امریکا که نگران حکومت غیردموکراتیک چین بودن می گفتن، نگران نباشین، چین داره کم کم دموکراتیک میشه و به مرور آزاد میشه اما همین امروز چین یکی از بسته ترین و کنترل گر ترین حکومت های دنیا رو داره. در خیلی از مواقع وضعیت حقوق کارگرها در چین یه جورایی ادم رو یاد دوران برده داری در قرون وسطی میندازه.

باید یادمون باشه بسیاری از کارگران در چین به معنای واقعی برده هستند. ما میدونیم که مسلمون های زیادی اونجا حقوقشون پایمال میشه و ازشون بهره برداری میشه. دو میلیون مسلمون در چین دستگیر شدن، بسیاری از اونها در کمپ هایی بسیار وحشتناک زندگی میکنن. یک سری از اونها به کار گرفته میشن در شرکت های آمریکایی مستقر در چین مثل نایکی و اپل. دفعه ی بعدی که گوشی اپلتون رو استفاده میکنین یادتون باشه ممکنه این گوشی محصول برده داری مدرن باشه و توسط یک برده ساخته شده باشه. من خودم شخصا اصلا طرفدار اپل نیستم و سالهاست با اینکه در آمریکا هستم از گوشی های اپل استفاده نمیکنم.

شاید براتون جالب باشه بدونید که سه یا چهار تا از پندمیک یا اپیدمی های جهانی چند سال اخیر از چین شروع شده. مخصوصا از این بازارهای گوشت. جایی که توضیح دادم اول اپیزود همه نوع جک و جونوری مرده و زندش روی سر و کول هم نگه داری میشن. مشتری میاد و میگه مثلا من اون مار رو می خوام همونجا سلاخی میشه و خونش به همه جا پاشیده میشه، بعدش یه گربه، بعدش پنگولین، خفاش، موش.

نکته اینه که شما دارین تمام ویروس ها، تمام باکتری ها رو از حیوانات مختلف ترکیب می کنین، حیواناتی که قرار نیست اصلا در کنار هم باشن چه برسه به اینکه خونشون ترکیب بشه و بعد اون گوشت ها رو می برن و می خورن. خام گوشت خواری هم که قربونش برم کم رواج نداره در چین. حالا با این بازارهای بزرگ و میلیونها ادم که از این بازارها خرید می کنن اصلا عجیب نیست که سه یا چهار تا از اپیدمی های اخیر دنیا از همین بازارها یا به اصطلاح وت مارکت ها شروع شده.

سه سال پیش یعنی سال ۲۰۱۷ مجله معتبر اسمیتسونیان یه مقاله منتشر کرد و هشدار داد که اپیدمی بعدی به زودی از چین و از همین بازارها شروع خواهد شد. اون موقع کسی گوشش بدهکار نبود و حالا ویروس کرونا امده.

جالبه ما اگر به گذشته بریم و تاریخ رو بررسی کنیم در بین تمدن های کهن همچین بازارهایی رو پیدا نمی کنیم. قطعا اون زمان بحران غذا بحران جدی تری بوده اما بشر دست به استثمار حیوانات نزده. ما خودمون رو متمدن تر از گذشتگانمون می دونیم دیگه اما حالا بشر به اصطلاح متمدن در پر جمعیت ترین کشور دنیا و در سال ۲۰۲۰ صاحب این بازارهای متعفنه. در تاریخ خود چینی ها هم این بازارها پدیده جدیدی هست. در واقع از زمان شروع حکومت مائو در چین و چند دهه کمونیسم افراطی، این بازارها کم کم پا گرفتن.

اتفاقا اونهایی که می گن این ویروس ساخته دست امپریالیزمه اگر قدری مطالعه کنن می فهمن که دقیقا ۱۸۰ درجه برعکس. گرفتاری امروزی دنیا بر سر ویروس کرونا دقیقا به خاطر سیاستهای کمونیستی کشور دوست چینه و مسئولیت مستقیمش هم با حزب کمونیست چینه که هنوز که هنوزه قدرت رو در چین در اختیار داره. کشوری که امروز دوست و برادر هست از نظر برخی.

در زمان حکومت مائو بنیان گذار کمونیسم در چین، ایشون اکثر محصولات زراعی چین رو در مقابل دریافت کمکهای نظامی و سیاسی به اروپای شرقی صادر کرد. اون همچنین مواد غذایی و پول به نهضت‌های کمونیستی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین می فرستاد. در نتیجه این سیایت های حزب کمونیست در چین که ۴ سال طول کشید حدود ۳۸٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر در اثر قحطی و کمبود مواد غذایی در چین جان خودشون را از دست دادند. ۳۸ میلیون نفر.

نهایتا دولت چین برای تموم کردن این کابوس خودش مقداری آزادی به مردمش داد و اجازه داد تا دامداری خصوصی هم داشته باشن. میدونید که در تفکر کمونیستی جایی برای مالکیت خصوصی نیست همه چیز باید دولتی باشه اما مائو مجبور شد که برای جبران سیاستهای اشتباه خودش که منجر به قحطی و گرسنگی شده بود، اجازه محدود دامداری خصوصی رو بده. و مردم گرسنه چینی هم که دستشون به گوشت های معمول مثلا گاو و خوک نمی رسید شروع به شکار و پرورش حیوانات وحشی کردن تا خودشون رو از گرسنگی نجات بدن. دولت چین هم که دید چه جالب مردم دارن غذای خودشون رو تامین می کنن براش مهم نبود اصلا که مردم چی می خورن. لاکپشت می خورن یا مار یا موش و یا خفاش. شروع کرد به حمایت از این صنعت و تشویق کردن مردم به این کار.

سال ۱۹۸۸ دولت چین قانونی رو تصویب کرد و رسما حیات وحش رو جز منابع طبیعی چین معرفی کرد که تصمیم بسیار وحشتناکی بود. چون این به این معنی بود که حیات وحش و همه موجوداتش رو چینی ها بدون محدودیت می تونن در اختیار بگیرن برای غذا یا هر چیز دیگه. قانون همینطور صراحتا مردم رو تشویق می کرد به تولید مثل و پروش حیوانات وحشی. اینطوری بود که اصلا این بازار حیوانات وحشی تبدیل به یک صنعت بزرگ شد. مثلا الان ما در چین مثل مرغداری، خرس داری داریم. داستان یکی از این خرس داری ها رو که می خوندم طرف از سه تا خرس شروع کرده بود و الان ۱۰۰۰ عدد خرس در خرس داری خودش داشت. خرس هایی در قفس هایی که فقط قدر هیکلشون جا داره. همینو بس. این ها همگی کارشون قانونی بود و هست.

تازه این صنعت قانونی حیوانات وحشی محرک یه بخش غیر قانونی هم می شد و اون قاچاق حیوانات در معرض خطر انقراض از سرتاسر دنیا به چین بود. حیوانات در خطر انقراضی مثل ببر، کرگدن، همین مورچه خوار پنگولین که کرونا از اون به انسانها اولین بار منتقل شد و به نظر خودشم از خفاش گرفته بود، همه این حیوونها هنوز هم قاچاق میشن به چین. وقتی این حیوانات از سرتاسر دنیا در کنار هم قرار می گیرن اتفاقی که نباید بیفته می افته. سال ۲۰۰۳ ویروس سارس از زباد شروع شد که یک نوع گربه سانه. دولت چین اون بازار رو که سارس ازش شروع شد تعطیل کرد اما بعد از چند ماه دوباره آزاد کرد. چون گردش مالی این بازارها عدد بسیار بالاییه و برای دولت چین نمیصرفه که بخواد این بازارهارو تعطیل کنه.

در همین آمریکا هم، ادمها فرشته نیستن. روشی که خوک و گاوها پرورش داده می شن مجرمانه است. الان اثبات شده که خوک ها و گاوها هم اندازه سگ ها باهوش و با احساس هستن. فرض کنید که همونطور که با خوک ها و گاوها در دامداری های صنعتی برخورد میشه با سگ ها هم برخورد بشه. فاجعست نه؟

تا قبل از اهلی‌کردن حیوانات، رابطهٔ انسان با حیوانات دیگر در بدترین حالت، رابطهٔ شکارچی با شکار بود. اما حیوانات دیگه زندگی طبیعی خودشون رو داشتند اگرچه ممکن بود روزی توسط حیوانی شکارچی که می‌توانست انسان هم باشد، شکار بشن. اما اهلی‌کردن حیوانات و پرورش آن‌ها، فصل جدیدی در رابطهٔ انسان با حیوانات رو آغاز کرد، فصلی که برای حیوانات جز بردگی، بهره‌کشی و سیاهی چیزی دیگه رو به ارمغان نیاورد.

حیوانات در دامداری های صنعتی بدنیا میان تا بعد از مدتی کوتاه کشته بشن بدون اینکه از آزادی و سایر لذّت‌هایی که طبیعت برای آن‌ها در نظر گرفته است بهره ای ببرن. مثلا جای آنکه حیوانات برای چرا بیرون ببرن، در فضایی بسیار محدود در اصطبل نگهداری میکنن یا چون عوض‌کردن پوشال و کاه نیاز به وقت و کارگر اضافه دارد، حیوانات روی زمین‌های بتونی مشّبک نگهداری می‌شوند طوری که ادرار و مدفوع آن‌ها مستقیماً از سوراخ‌ها به کانال فضولات می‌ریزه یا به‌جای جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های عفونی به‌صورت پیشگیرانه به حیوانات آنتی‌بیوتیک خورانده میشه یا بچه های حیوانات به‌محض تولد از مادر خودشون جدا می‌شن.

خلاصه اگر بخوام بگم در دامداری‌های صنعتی حیوانات باید در کمترین فضای ممکن زندگی کنند، در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با صرف کم‌ترین هزینه، به بالاترین وزن یا نرخ بهره‌وری ممکن از نظر تولید مثلا تخم یا شیر برسند و در پایان کشته بشن. برای افزایش سریع وزن از روش‌هایی مثل تغییراث ژنتیکی، اصلاح نژادی و خوراندن مواد هورمونی و غذاهای سنگین (مانند غلات و سویا) که غذای طبیعی حیوانات نیستند، استفاده می‌شود. تقریباً همهٔ حیوانات پرورشی از مرغ‌ها گرفته تا گاوها تحت وزن خودشون درد می‌کشند، ناراحتی قلبی دارند یا شَل‌اند.

در آمریکا چیزی که خیلی خوب رشد می کنه ذرته. همه جای امریکا شمال تا جنوب تا دلتون بخواد پر از مزارع ذرته. تا چشم کار می کنه. بنابراین برای امریکا خیلی ساده و ارزونه که از ذرت استفاده کنن. برای همین خوک و گاوها رو مجبور می کنن که فقط ذرت بخورن. خدا گاوها رو علف خوار افریده نه اینکه کل عمرشونن ذرت بخورن. حالا این حیوونهای بیچاره با خوردن فقط ذرت مریض میشن و بعد ما ادمها برای جبران مریضیشون بهشون آنتی بیوتیک تزریق می کنیم. تقریبا تمام گوشت های صنعتی از حیواناتی میاد که کلی بهشون آنتی بیوتیک تزریق شده و ما با این کار داریم در واقع کمک می کنیم به مقاوم شدن بیماری ها در مقابل آنتی بیوتیک و با خوردن اون گوشت ها خودمون رو هم داریم ضعیف می کنیم.

باز هم برگردیم به چین. بزارید به یک ظلم بزرگ تاریخی که دولت چین در حق مردمش انجام داده اشاره بکنم. سال ۱۹۷۹ بود که چین قانون تک فرزندی رو تصویب و اجرا کرد. طبق این قانون کسی حق نداشت بیشتر از یک فرزند داشته باشه. تخمین زده میشه ۴۰۰ میلیون سقط جنین در چین صورت گرفته که برخلاف میل مادرها انجام شده و بسیاری از اونها در نه ماهگی دروان حاملگی انجام شده. گزارش های مخوفی هست از اینکه پزشکان نظامی زنان حامله نه ماهه رو به زور به اتاق عمل می بردن و بچه رو سقط می کردن در حالی که مادر فریاد می زده که بچش رو می خواد. یا اینکه خود خانواده ها خصوصا خانواده های روستایی که تنها بچه ای که میتونستن داشته باشن وقتی میفهمیدن دختره سقطش می کردن فقط و فقط به این دلیل که در روستا داشتن تک پسر براشون بهتر بود تا تک دختر. بدتر از اون گزارش هایی هست از اینکه ۱۰ میلیون دختر به دنیا اومده همینطوری رها شدن توسط خانواده ها تا بمیرن و دولت ازشون خبردار نشه و اون خانواده ها بتونن دوباره بچه دار بشن که شاید این بار بچشون پسر باشه. به خاطر همین سیاست های ظالمانه الان در چین یک عدم توازن شدیدی بین دخترها و پسرها وجود داره. ۱۵ میلیون پسر چینی الان وجود داره که دختری رو برای ازدواج ندارن.

کرونا از نگاهی دیگر

واقعیتش علت پرداختن من به این مسائل در این شماره از ژرفا به این دلیل بود که به نظرم کسی به این مسایل اشاره نکرد و اینطوری به این قضایا نگاه نشد. حقیقت اینه که من فکر می کنم در قلب این پروسه جهانی شدن و توسعه ما انسانها یک نوع تکبر و خودخواهی ای است. جهانی شدن، صنعتی شدن ابدا چیز بدی نیست. من اصلا باهاش مخالف نیستم. صنعتی شدن اگر باعث بشه ثروت افزایش پیدا کنه چه اشکالی داره اما حتما محدودیت هایی باید داشته باشی. یک سری محدودیت های اخلاقی. درسته که می گیم مثلا تجارت آزاد اما به نظر من هر چیزی حتی آزادی هم باید یک محدودیت داشته باشه و اون محدودیت اخلاقی هست. تجارت آزاد، آزادی بیان، آزادی عقیده و حتی آزادی دین. همه اینها هم باید یک محدودیت اخلاقی داشته باشه. نمیشه که یک نفر بگه مثلا من می خوام یک کودک رو سر ببرم وسط خیابون به نام دین. آزادی عقیده هم همینطور. ما دیگه نمی تونیم به مثلا امثال داعش بگیم تو هم عقیدتو داشته باش. اونجاست که دیگه میگیم، عذر می خوام آزادی عقیده دیگه تا اونجا گسترش نداره.

بزارید یکم در زمان بریم عقب تا نگاه کلی تری داشته باشیم به ماجرای خلقت. در طی میلیونها سال مام زمین گونه های مختلفی رو منقرض کرده. طبیعت کرگدن سیاه غربی رو منقرض کرده، دایناسورها رو منقرض کرده، اسمایلدون یا همون ببر دندون خنجری، ماموت ها. جالبه بگم مام طبیعت حتی تمام گونه های دیگر انسان رو هم منقرض کرده. اگر فکر می کنید که ما انسانها تافته جدا بافته ای بودیم و هستیم و برخلاف حیوانات فقط یک گونه داشتیم کاملا در اشتباهید. مثل همه حیوانات که گونه های مختلف دارن، مثل سگ سانان که که گونه های مختلف دارن از گرگ گرفته تا روباه و شغال و سگ های اهلی مختلف، مثل گربه سانان که گونه های مختلف دارن از شیر و ببر و پلنگ گرفته تا انواع گربه های اهلی، انسان ها هم گونه های مختلفی داشتن که در گذر زمان منقرض شدن.

چند تا از گونه های مختلف انسان که متاسفانه منقرض شدن رو نام می برم. انسان ماهر که در تانزانیا زندگی می کرده، انسان رودولفی در کنیا، انسان کارورز در شرق و جنوب آفریقا، انسان گرجی در گرجستان، انسان راست قامت در آفریقا، انسان هایدلبرگی در اروپا و افریقا و انسان نئاندرتال در اروپا. ما خودمون هم انسان خردمند یا انسان مدرن یا همون هومو سیپین هستیم، تنها نوعی از انسان ها که منقرض نشدیم. البته اینها با این فرضه که ما شامپانزه ها و میمون ها رو به حساب نیاریم در حالی که امروز میدونیم که انسان تباران شامل اونها هم میشه و ما نیای مشترکی داشتیم.

در بین همه موجودات روی زمین تعداد معدودی از موجودات تونستن بیش از دویست هزار سال زنده بمونن. حالا سوالی که مطرحه اینه که ما از کجا انقدر مطمنیم که خودمون منقرض نمیشیم؟ از کجا انقدر مغرورانه فکر می کنیم که ما هستیم تا ابد. مگه این همه موجود منقرض نشدن؟ مگه گونه های دیگه انسان منقرض نشدن؟ مگه نئاندرتال ها که عموزاده های ما بودن منقرض نشدن؟ بزارید یکم بیشتر از نئاندرتال ها حرف بزنم.

نئادرتال ها بسیار بسیار شبیه به انسان های امروزی بودن. اگر کارتون عصر یخ بندان رو دیده باشین اون انسانهای که در اون کارتون هستند در واقع نئاندرتال هستند نه انسان خردمند یعنی نیاکان ما نیستن. نئاندرتال ها بیشتر در اروپا زندگی می کردن اما به نظر گسترشون تا حتی به غرب ایران و زاگرس هم می رسیده. تا به حال بقایای نئاندرتال‌ها در ایران در سه غار شاندیز، غار شکارچیان بیستون، غار وزمه در زاگرس کشف شده‌.

نئاندرتال ها هم چیزی کم انسان های خردمند یعنی ما نداشتن، اونها هم از ابزار استفاده می کردن، روابط اجتماعی داشتن حتی هنر خلق می کردن و ازشون غاره نگاره های زیادی به جا مونده. اما منقرض شدن. دلیل انقراض اونها مثل یک راز باقی مونده. خیلی ها می گن شاید علت انقراض اونها آب و هوای سرد بوده اما خوب و پس از چندین هزار سال زندگی در عصر یخبندان باید می‌توانستند دست کم در برخی مناطق به زندگی ادامه بدن یا اینکه مهاجرت کنن.

یک نظریه می گه ممکنه نئاندرتال ها توسط انسان خردمند یعنی اجداد ما منقرض شده باشن که اگر اینطوری باشه میشه گفت ریشه خودخواهی و برادر کشی ما انسان های به اصطلاح خردمند از هون موقع شروع شده. نظریه های دیگه ای هم وجود داره اما همه این نظریات به طریقی رد شدن و پژوهش ها همچنان ادامه داره و دانشمندها واقعا آرزوشون اینه که علت انقراض نئاندرتال هارو کشف کنن. اما می دونید چرا انقراض نئادرتال ها انقدر مهمه؟ دلیلش اینه که ما خودمان را در آینهٔ آن‌ها تصور می‌کنیم. درحقیقت ما با مطرح کردن این پرسش، می‌خواهیم بدانیم آیا روزی نوبت انقراض ما هم خواهد رسید؟ آیا موجودی که زبان نداشته، لباس به تن می‌کرده و تواناترین شکارچی زمین بوده در زمان خودش، واقعاً چطور منقرض شده؟ اگر این‌طور است، دلیل این انقراض چه چیزی می‌تواند باشد؟ در بین فرضیاتی که دربارهٔ انقراض نئاندرتال‌ها وجود داشته‌ یه فرضیه دیگه هم درکار بوده‌ و اون شیوع یک بیماری‌ خاص در بین نئاندرتال‌ها است که اون‌ها را به سادگی از پا درآورد. پس اگر یک بار چندین گونه از انسان به هر دلیلی منقرض شده چرا ما باید انقدر خودمون رو جاویدان بدونیم و به خودمون غره باشیم.

برای چند لحظه بیاین زندگیمون رو به عقب برگردونیم. یک هفته یا شاید یک ماه. می تونید ببینید که زندگی در عرض همین چند روز و هفته چه تغییراتی کرده؟ موسسات آموزشی و مراکز تفریحی تعطیل شده. اماکن عمومی خالی شده، ماشین ها به ندرت در خیابون ها دیده می شن. سطح آلودگی کاهش پیدا کرده. مراکز توریستی و سواحل خالی شدن. آب هم تمیز تر شده به خاطر اینکه اکثر مردم در خانه و کنار خانواده هاشون موندن. همه گیری ویروس کرونا باعث یجورایی ریست شدن خیلی از چیزهایی که ما آغار کردیم شده. حالا ما قدر چیزهای ساده و ابتدایی رو در زندگی می دونیم.

ولی من اینجا می خوام روی یک مساله مهم تمرکز کنم و اون همزیستی هستش. از وقتی که انسان ها از ترس کرونا اماکن عمومی رو ترک کردن انگار طبیعت دوباره جان دیگری پیدا کرده. دلفین ها به سواحل ایتالیا برگشتن. نمی دونم فیلم هاشو دیدین یا نه. قوها به کانال های شهر ونیز ایتالیا برگشتن، کانال هایی که در مواقع دیگه مملو از قایق و توریست هستند. در سنگاپور سمورهای آبی آزادانه تردد می کنن به لطف خالی شدن معابر از گونه ادم. غازهای مصری در فرودگاه ها دیده شدن که به راحتی در نبود هواپیماماها با جوجه هاشون روی باند در حال حرکت دیده شدن. بدون ترس و بدون مزاحمت موجود دوپا. مجموعه آکواریوم سیکاگو در نبود ادمها تعطیل شده و فیلمی از دو تا پنگوئن منتشر شده که آزادانه در این مجموعه قدم میزنن و خوشحال هستند.

ما سعی می کنیم همه این فیلمها رو در اینستاگرام ژرفا منتشر کنیم. کافیه در اینستاگرامون جستجو کنید پادکست ژرفا تا صفحه ما رو پیدا کنید. این تصاویر در واقع یک تلنگری هستند برای ما. یاد آور این هستند که ما انسان ها چطور زمین رو به کل تصاحب کردیم و هیج حقی برای سایر موجودات قایل نشدیم. ما به قلمرو دیگر موجودات زنده دست درازی کرده بودیم. ما طبیعت رو نابود کردیم. حیوانات را کشتیم. منابع زمین رو بیش از حد مصرف کردیم. ما مالک کره زمین نیستیم نبودیم پس چنین حقی نداشتیم. ما این جهان رو با موجودات زنده زیادی سهیم هستیم. زندگی به این معنی نیست که اونکسی که باهوشتره زنده بمونه بلکه باید همه در کنار هم همزیستی داشته باشیم.

ما انسانها حق نداریم جنگل ها و طبیعت رو نابود کنیم. اقیانوس ها رو آلوده کنیم و زندگی موجودات دیگر رو به خطر بندازیم. کی همچین حقی رو به ما داده. اون دلفین ها متعلق به آب های ایتالیا هستند، قوها هم متعلق به کانال های آبی ونیز هستند. اونجا خونه اونهاست. بزارید که بحران کرونا فقط همین یک درس رو به ما یاد بده: هم زیستی رو یاد بگیریم و گرنه طبیعت راه خشنی رو برای باز پس گیری قلمروی خودش در پیش خواهد گرفت.

این اپیزود رو تقدیم می کنم به تمام کسایی که تصمیم گرفتن برای کمک به طبیعت قدمی بردارن. اگر شما هم هنوز شروع نکردید بهتون پیشنهاد می کنم همین الان ایمیلتون یا کلمه اقیانوس رو بفرستین به شماره ۱۰۰۰۶۶۶۱۰۰۰ تا فایل ده گام برای نجات اقیانوس ها رو دریافت کنید. و دست کم یکی از اون گام رو به عادت های روزانتون تبدیل کنید. اینجوری هر یک نفر از ما تبدیل میشه به یک مبلغ حفاظت از طبیعت. دیگرون شما رو میبینن و از شما تقلید می کنن. اگر پدر یا مادر هستید فرزندتون از شما الگو می گیره، اگر رعایت کنید اعضای خانواده، دوستانتون از شما مهربونی با طبیعت رو یاد می گیرن. به امید روزی که همزیستی با طبیعت دیگه یک ارزو نباشه. یادتون نره دینتونو به زمین ادا کنید. ما به زمین خیلی بدهکاریم. پادکست ژرفا هم سعی می کنه دین خودش رو به زمین ادا کنه. پادکستی که به کمک افسانه قضاوی، میلاد پاینده و من علیرضا پاینده تولید میشه.

نظر شما عزیزان در مورد این شماره از پادکست ژرفا با موضوع “کارما و کرونا” چیه؟ لطفا نظرات خودتون رو در بخش دیدگاه ها برای ما کامنت کنین.

از کجا بشنویم

فایل متنی pdf و docx

قسمت سیزده – کارما و کرونا

نسخه ی pdf پادکست شماره 13
نسخه ی docx پادکست شماره 13

تهیه کنندگان پادکست

علیرضا پاینده

علیرضا پاینده

میزبان پادکست ژرفا - صاحب صدای پادکست

من علیرضا پاینده هستم، دانشجوی سال چهارم اقیانوس شناسی در دانشگاه ایالتی لوئیزیانا. میزبان پادکست ژرفا هستم و سعی می کنم در هر قسمت از پادکست ژرفا، عشق به طبیعت خصوصا دریاها و اقیانوس ها رو به مردم عزیزم ایران هدیه بدم. به غیر از صدای دریا، موسیقی ناب ایرانی آرومم میکنه. عاشق موسیقی سنتی هستم و نوازنده سه تار.

میلاد پاینده

میلاد پاینده

برنامه نویس و توسعه دهنده سیستم های آنلاین و تحت وب - پشتیبان فنی - مدیر سایت

مشاور کسب و کارهای اینترنتی (آنلاین) - دیجیتال مارکتینگ - پشتیبان فنی پادکست ژرفا - برنامه نویس و توسعه دهنده‌ی سیستم های آنلاین و تحت وب

افسانه قضاوی

افسانه قضاوی

دستیار و طراح گرافیک

دیجیتال آرتیست، مدرس دانشگاه، میزبان پادکست ژرفا، فعال محیط زیست، نوازنده دف

عضویت در خبرنامه

شما این فرصت رو دارین تا کلی مطالب جذاب و هیجان انگیز و در عین حال علمی و آموزنده رو در قالب خبرنامه دریافت کنین. برای این کار کافیه ایمیلتون رو وارد کنین و رایگان عضو خبرنامه‌ی ژرفا بشین. ما این مطالب رو بصورت ماهنامه / دوماهنامه براتون ارسال میکنیم.

خبرنامه‌
پادکست ژرفا

دغدغه‌ی زندگی سبز و پایدار

نظرات

  1. مرتضی خانی

    اصلا فکر نمیکردم اینقدر کارتون خوب باشه. تبریک میگم واقعا

    • میلاد پاینده

      خیلی ممنونیم از شما و همراهیتون

  2. ستاره آل طاها

    چقدر جالب و مهم بود مطالب ذکر شده توی این پادکست. ممنون

    • میلاد پاینده

      سپاس ازینکه مارو همراهی میکنین و شنونده‌ی ما هستین. با همراهی شما عزیزان حتما میتونیم گام های موثری رو برای داشتن آینده ای سبز و پایدار برداریم.

  3. امیر

    بسیییار بسیییار عالی برای ما کم شنوایان این متن داره کمک بسیار بزرگی در شنیدن پادکست هستش عالی بود و خدا قوت ویژه میگم بهتون

    • میلاد پاینده

      تشکر از شما. باعث خوشحالی و دلگرمی ماست

  4. کیا بهادری

    چند تا از کارهای شما را با لذت گوش کردم خیلی متین و خوب و آموزنده. از آن کارهایی می کنید که این روزها در فضای مجازی کمتر پیدا می شود. هر چند یک نکته را باید تایید کنم که با نقطه نظرات سیاسی شما اصلا موافق نیستم. شما از جایگاه کسی صحبت می‌کنید که در آمریکا نشسته به جهان می نگرد. این هم البته خاصیت در آمریکا زندگی کردن است ولی به هر حال به نگاه جهان شمول آسیب می زند. به عقیده من آمریکا به عنوان یک پدیده بزرگترین آسیب برای جهان و بشریت است. به‌رغم این نکته باز هم تشکر می کنم از مطالب خوبتان

    • علیرضا پاینده

      خیلی سپاسگزارم از اینکه نظر خودتون رو برای ما نوشتید و از طرف دیگه خیلی متاسفم که هم نظر نیستیم. البته فکر می کنم که اگر امکان گپ و گفت بین ما وجود داشت قطعا اشتراکات خیلی زیادی پیدا می کردیم. تا همین جا هم به نظر میرسه اشتراکاتی داریم. بنده هم مثل شما کاملا موافقم که دولتها بزرگترین آسیب زننده به بشریت هستند و همچنین نقش اصلی در تخریب زمین رو ایفا می کنن. حالا چه دولت آمریکا و چه دولت ایران. در اپیزودهای مختلف، سر تیغ تند انتقادات ما هر از گاهی به طرف دولت آمریکا هم برمیگرده اما طبیعیه که بیشتر انتقادات متوجه ایران باشه چون من یک ایرانی هستم. هر کجای دنیا که باشم.

  5. علیرضا

    کارتان خوب و قابل احترام است. برای شما ارزوی موفقیت و پیشرفت دارم

    • میلاد پاینده

      خیلی ممنونیم ازینکه شنونده ی ما هستین و به ما دلگرمی میدین. سپاس

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *