متن کامل قسمت هفتم پادکست ژرفا

اپیزود هفتم – وقتی نهنگ ها پا داشتند

برای خیلی ها فیل نماد عظمت و بزرگیه و یا زرافه نماد بلند قامتیه اما آیا تا به حال به این فکر کردین که بزرگترین موجودی که کره زمین در طول تاریخ به خودش دیده چیه؟ بزارین جواباتونو حدس بزنم. شاید ذهنتون بره سمت موجودات ماقبل تاریخی که الان منقرض شدن، مثلا شاید یاد اسکلت غول پیکر موجوداتی مثل ماموت ها و دایناسور ها بیفتین. اما نه ما موجوداتی از اینا بزرگتر داشتیم و هنوزم داریم.

بله نهنگ ها، نهنگ ها بزرگترین موجوداتی هستند که تا به حال کره زمین به خودش دیده. سنگین تر از فیلها، ماموت ها و حتی دایناسورها. در واقع نهنگ آبی دوبرابر بزرگترین دایناسوره. طول نهنگ آبی اندازه یه زمین بسکتباله. وزن نهنگ آبی بیشتر از یه بویینگ 757ه یعنی هم وزن 15 تا اتوبوس بزرگ. اگر بخوایم با وزن خودمون مقایسش کنیم 2000 تا ادم با وزن متوسط کنار هم میشن هم وزن یه نهنگ آبی متوسط.

دهان نهنگ آبی انقدر بزرگه که 50 نفر بدون هیچ مشکلی میتونن روی زبونش وایسن. قلب یه نهنگ آبی اندازه یه ماشین سواری کوچیکه. بچه نهنگ آبی وقتی به دنیا میاد تقریبا 8 متر طولشه و 3 تن وزنشه یعنی بزرگتر از یه فیل. ناف نهنگ های آبی اندازه یه سینی بزرگه و شبکه خون رسانی رگهاش رو اگر بیرون بکشیم و به یک خط کنیم طولش 2.5 برابر فاصله پلوتون تا خورشید خواهد بود.

اگر می خواید بدونید چطوری نهنگ ها بزرگترین موجود روی کره زمین در طول تاریخ شدن به ادامه پادکست گوش کنید. کلی اطلاعات
در مورد نهنگ ها بتون میدیم که مطمنم از شنیدن خیلی هاش شوکه خواهید شد.

علاوه بر نهنگ ها امروز قراره در مورد یه موجود دوست داشتنی دیگه صحبت کنیم. بسیار بسیار بسیار کوچکتر از نهنگ هاست اما به همون اندازه زیبا و دوست داشتنیه و اتفاقا اون هم پستان داره. این موجود چیزی نیست جز فک. همون موجودات توپول و خوشگلی که بیشتر در مناطق سردسیر زندگی می کنن اما حتما تعجب می کنید اگه بدونید که یک نوع فک وجود داره به نام فک خزری که در دریای کاسپین خودمون زندگی می کنه و آب های سرزمینی ما همیشه میزبان این موجودات دوست داشتنی هستن. یه مصاحبه هم خواهیم داشت با رییس مرکز حفاظت از فک خزری و کلی کنجکاوی خواهیم کرد در مورد این گونه ارزشمند.

من علیرضا پاینده هستم. دغدغم طبیعته و در هر قسمت از پادکست ژرفا سعی می کنم عشق به طبیعت خصوصا دریاها و اقیانوس ها رو به مردم عزیز کشورم ایران هدیه بدم.

همون طور که گفتم نهنگ ها بزرگترین موجوداتی هستند که تا به حال کره زمین به خودش دیده. اونها حتی بزرگتر از فیل ها و ماموت ها و دایناسورها هستند. حتما می دونید که ماموت ها همون موجودات ما قبل تاریخی بودن شبیه فیل البته خیلی بزرگتر که از حدود 5 میلیون سال پیش تا همین 4000 سال پیش روی کره زمین زندگی می کردن و منقرض شدن. بزارین حالا که اسمش اومد داخل پرانتز چند تا نکته در مورد ماموت ها بگم بعد دوباره برمی گردیم به بحث اصلیمون که نهنگ ها و فک ها باشن؛ فکر می کنم براتون جالب باشه.

دانشمندا اخیرا اعلام کردن که دیگه ابزار لازم برای برگردوندن ماموت ها رو دارن. تعجب کردین نه. اما واقعاً مثل اینکه علم ژنتیک داره به سمتی می ره که ممکنه گونه های منقرض شده ای که خویشاونداشون هنوز زنده ان رو دوباره به دنیا برگردونن. مثل ماموت که منقرض شده اما خویشاوندش یعنی فیل زنده است. اگه بشه چی میشه. به نظر من معجزست.
فسیل های ماموتی که از سیبری به دست اومدن و به لطف چال شدن در یخ کاملا سالم باقی موندن، تمام رازها رو در ماموت ها آشکار کردن. دانشمندان ژنتیک تمام کد ژنتیکی ماموت ها رو رمزگشایی و اعلام کردن که با دستکاری ژنتیکی امکان داره یک نوع خاص از ماموت رو بتونن از فیل مادر آسیایی دوباره به دنیا بازگردونن. البته دقیق ترش اینه که ماموتی که به دنیا خواهد اومد کاملا ماموت نیست بلکه ترکیبی خواهد بود از فیل و ماموت و از الان اسمش رو گذاشتن ماموفنت ترکیبی از ماموت و الفنت که میشه فیل. اگه بخوایم فارسیش کنیم شاید بشه گفت بهشون مافیل یا فیلوت. جالبه وقتی داشتم متن این اپیزود رو مینوشتم به اینجا که رسیدم افسانه یاد یکی از داستان های کتاب شل سیلور استاین افتاد که توی دوران بچگیش خونده بود. وقتی برام تعریف کرد کلی خندیدیم واسه همین حیفم اومد برای شما تعریفش نکنم. داستان در مورد قورباغه و کانگرویی هست که:

قورباغه به کانگورو میگه:

من و تو هر دو مون میتوانیم بپریم.
پس اگر با هم ازدواج کنیم بچه مان می تواند بالاتر از کوه ها بپره، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.

کانگورو گفت: “عزیزم” چه فکر جالبی! من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم کانباغه
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
وقتی به تفاهم نمی رسن آخرش قورباغه میگه اصلا من دلم نمی خواد با تو ازدواج کنم.

کانگورو هم می گه: بهتر.

اونها هیچ وقت ازدواج نکردن، بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوه ها بپره. چه بد، چه حیف که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند.

این قصه از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد. گاهی دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شن.

حالا خداروشکر که دانشمندا در مورد اسم این ماموت های ترکیبی تصمیم گرفتن و اسمشو گذاشتن ماموفنت. والا ممکن بود با هم دعواشون بشه و قید آوردن ماموت رو بزنن. کلا دانشمندا تو این زمینه خوبن. یادتون میاد تو قسمت سوم در مورد خرس های کمیاب پیزلی حرف زدیم؟ اگر خاطرتون باشه اتفاقا پیزلی ها هم موجودات ترکیبی بودن که خیلی وقت نیست که کشف شدن. سال 2006 بود که وجودشون تایید شد. اونها ترکیبی از خرس های قطبی سفید و خرس های گریزلی قهوه ای هستن. وقتی کشف شدن دانشمندا اسمشونو گذاشتن پیزلی ترکیبی از اول کلمه پولار بیر که که به انگلیسی میشه خرس قطبی و بخش دوم گریزلی.

مام بهتره هرچه سریع تر در مورد اسم پارسی این موجودات تصمیم بگیریمو بریم سراغ ادامه ی پادکست. به نظرمن فیلوت بهتره، هر چند افسانه با مافیل موافقه.

خب حالا چرا این کار امکان پذیره؟ به خاطر این که شباهت ژنوم ماموت ها و فیل آسیایی خیلی زیاده. این شباهت در حد 99.6 درصده. این یعنی حتی بیشتر از شباهت ژنوم های انسان و شامپانزه ها که 96 درصده.

حالا که امکان داره ماموت ها با اومدنشون ما رو غافل گیر کنن بزارین بیشتر در موردشون بگم. می دونم که یه مقدار داریم از بحثمون دور می شیم اما می خوام از بحث ماموت ها استفاده کنم و پا بزارم به بحث تکامل که توی پادکست امروز خیلی به دردمون می خوره.

واقعیتش اینکه اولین فسیل ماموت سال 1728 میلادی کشف شد. تئوری تکامل داروین هنوز در اون زمان ارایه نشده بود. در اون زمان درک مردم دنیا از جهان هنوز تا حد زیادی متکی به آموزه های مذهبی بود. به خاطر همین اینطور تصور می شد که همه موجودات همینطوری که الان هستند از ابتدا بودن و تغییری درشون به وجود نیومده از همون زمان باغ عدن که ادم و حوا توش زندگی می کردم تا امروز.

در اون زمان آنچه که در مورد موجودات زنده مورد قبول بشر بود همون “نظریه خلقت آنی” بود. طبق این نظریه انسان ها معتقد بودن تمام جهان و موجودات آن حدود شش هزار سال قبل به یکباره با هم توسط خداوند خلق شده اند. در واقع کسی احتمال تغییر گونه ها را نمیداد و اصلا تصور نمیشد که ممکن است گونه های موجودات زنده با هم خویشاوند باشند! اونها همچنین معتقد بودن که خدا هیچ اشتباهی در خلقتش نکرده و از نظر اونها غیر ممکن بودکه خداوند به یکی از مخلوقاتش اجازه بده که از صفحه روزگار محو بشه و منقرض بشه. اما افزایش ماموت های کشف شده این اعتقاد رو به چالش کشوند. این معما و چالش باقی موند تا اینکه سال 1859 داروین با چاپ کتاب خواستگاه گونه ها یا همون منشا انواع نظریه تکامل رو مطرح کرد. داروین به طور خلاصه می گفت که گونه ها در طی میلیونها سال تغییر کرده و میکنند. مکانیزم اصلی تکامل موجودات هم”انتخاب طبیعی” یعنی در طی نسل ها اون صفاتی از یک موجود که باعث زندن موندن و موفق تر عمل کردنش میشه در اون موجود افزایش پیدا میکنه.

بر اساس نظریه داروین جد مشترک انسانها و شامپانزه ها در حدود پنج و نیم تا شش و نیم میلیون سال قبل زندگی می کرده. بازم بر اساس نظریه تکامل داروین قبلا چند بار انقراض دسته جمعی موجودات بر روی کره زمین رخ داده و عملا بیش از نود درصد گونه های موجودات قبلا از بین رفتن.

سال 1976 دانشمند فرانسوی ژورژ کوویه که پدر علم دیرین شناسیه مقاله ای چاپ کرد و اثبات کرد که استخون های پیدا شده ماموت که اونا حدس می زدن همون فیله با استخون فیل ها فرق دارن و اینجا بود که گونه ای که 4000 سال قبل منقرض شده بود یعنی ماموت ها کشف شد. همزمان ژورژ کویه اثبات کرد که بر خلاف اعتقادات مذهبی انقراض یک حقیقت علمیه. راستی داخل پرانتز بگم اگر دوست داشتین اپیزود 21 ام پادکست بی پلاس رو گوش کنید عنوانش هست ایده خطرناک داروین یا اینکه کتابشو با همین اسم بخونید اثر دنیل دنت. خیلی شنیدنیه در مورد اثرات فلسفی ایده تکامل داورین.

بگذریم. اخیرا کشف شد که احتمالا علاوه بر تموم شدن عصر یخی و گرم شدن هوا، انسان های اولیه با شکار ماموت ها برای گوشتشون و شاخشون مزید برعلت شدن برای انقراض این موجود. و نکته آخر در مورد ماموت ها اینکه الان پیدا کردن شاخ ماموت تبدیل به یک بیزنس شده و ادماهایی وجود دارن که بهشون میگن شکارچیان ماموت. در سالهای اخیر به خاطر گرم شدن جهانی و ذوب شدن هر چه بیشتر لایه منجمد یخ و خاک قطب شمال تعداد بیشتری از فسیلهای ماموت خودشونو نشون دادن. تخمین زده میشه عددی بالغ بر 10 میلیون فسیل احتمالا در قطب شمال موجوده و هر تک شاخ ماموت 35000 دلار ارزش داره. با دلار 11000 تومنی یعنی 385 میلیون تومن. خوب پس اگر گذرتون به سیبری افتاد چشماتونو تیز کنین شاید بخت بهتون رو کنه و یه ماموت پیدا کنین و پولدار بشین.

نهایتا اینکه من فکر می کنم اگر چه ممکنه علم یک روزی ماموت رو به روی زمین برگردونه اما اصلا بعید نیست که همین بشر با ندونم کاریاش دوباره منقرضش کنه. اون وقت ماموت تبدیل به اولین موجودی میشه که دوبار تا حالا منقرض شده.

خوپب خیلی دیگه حاشیه نریم و برگردیم سر بحث نهنگها. به نظرتون نهنگ ها چطور بزرگترین موجود بر روی کره زمین شدن؟ برای رسیدن به جواب این سوال بیاید ساعت رو 50 میلیون سال به عقب برگردونیم.

به نظرتون در اون زمان نهنگ ها کجا زندگی می کردن؟ نه اشتباه نکنین. تو آب نباید دنبالش بگردیم. باید بریم به خشکی و با موجودی به نام پاک نهنگ که جد بزرگ نهنگ هاست آشنا بشیم.

جد بزرگ نهنگ ها در کمال ناباوری هیچ شباهتی به نهنگ های امروزی نداشت. اون پستان دار چهارپایی بوده به اندازه گرگ با پوزه ای درازتر. البته اشتباه نشه. خیال نکنید که نهنگ ها از گرگ ها یا حتی اجداد گرگ ها تکامل پیدا کردن. نه فقط گفتیم که پاک نهنگ موجود چهارپایی بوده به اندازه گرگ.

حالا فکر می کنید که جد بزرگ نهنگ ها در کجای خشکی های امروز دنیا زندگی می کردن؟ خیلی دور نرید. همین بغل گوش ایران خودمون پاکستان. تنها جایی که فسیل های این موجود درش پیدا شدن پاکستانه. به خاطر همینم هست که اسمشو گذاشتن Pakicetus یعنی پاک نهنگ. پاک برای پاکستان و نهنگ برای اینکه، اونها جد نهنگ های امروزی بودن. فسیل های پیدا شده از پاک نهنگ ها الان در موزه تاریخ طبیعی آمریکا نگهداری میشه.

حقیقت اینه که برای میلیون ها سال زندگی بر روی کره زمین از اقیانوس به سمت خشکی ها حرکت کرده. یعنی اینکه موجودات زیادی از دریا به خشکی حرکت کردن و خودشون رو با خشکی وفق دادن اما نهنگ ها همه اون تلاش رو در جهت عکس انجام دادن.

جد بزرگ نهنگ ها که گفتیم موجودی چهار پا شبیه گرگ بود، بر اثر فقدان غذا در خشکی کم کم پا در آب گذاشت و همینطور که بیشتر و بیشتر در آب وقت می گذروند این حیوون به موجودی تکامل پیدا کرد که مناسب زندگی در آب باشه. سوراخ های پشت سر نهنگ رو تا حالا دیدین؟ همونی که ازش آب فوران میزنه بیرون؟ اون در واقع سوراخ های دماغ جد نهنگ ها بود که بر اثر تکامل کم کم حرکت کرد و از روی صورت به پشت سرشون رفت. چرا پشت سرشون رفت؟ جون نهنگ ها مثل ما انسانها پستان دارن، اونها که ماهی نیستن که آبشش داشته باشن. بنابراین با فواصل زمانی مشخص میان به سطح آب و از طریق بینی شون یعنی همون سوراخ پشت سرشون نفس می کشن. اگر بینیشون روی سرشون بود که نمیتونستن نفس بکشن چون سرشون همیشه زیر آبه جز مواردی که می پرن.

در ضمن نهنگ ها از دهانشون حتی اگر بالای آب هم باشه نمیتونن نفس بکشن چون بر خلاف سایر پستان داران که نای هم به بینی و هم به دهان وصله و میتونن از هر دو راه نفس بکشن نای نهنگ ها فقط به بینی شون متصله یعنی همون سوراخ تنفسی بالای سر. این یه برتری دیگه هم به نهنگ ها میده که دیگه هیچ وقت امکان نداره مثل پستان دارهای دیگه موقع خوردن غذا از پریدن غذا تو گلوشون خفه بشن. چون راه تنفسیشون کلا همون سوراخ هوای پشت سرشونه و کاملا جداست.

درسته که بعضی از نهنگ ها سوراخ هواشون تکی هست اما بعضی از نهنگ ها دو سوراخ کنار هم کاملا شبیه بینی پستان دارها دارن. جالبم هست که همه نهنگ هایی که دندون دارن سوراخ پشتشون تکیه و اونایی که دندون ندارن سوراخ پشتشون دو تاییه.

خب حالا ممکنه بپرسید که پاک نهنگ یعنی جد نهنگ ها که چهاردست و پا بود. چه اتفاقی برای دست و پاش افتاد؟ جوابش اینه که بین 40 تا 50 میلیون سال پیش نهنگ ها بر اثر تکامل چهار تا پاشونو با باله عوض کردن. جالبه که هنوز هم بعضی از نهنگ ها دو تا پای پنهان خیلی کوچیک و بدون کاربرد دارن که باقی مونده پاهای اه که میلیون ها سال قبل داشتن.

از اونجایی که نهنگ ها نوادگان پستاندارانی هستند که زیر بدنشون دست و پا داشتن، ستون فقراتشون به صورت طبیعی قابلیت حرکت به طرفین رو نداره. به خاطر همین هم هست که باله انتهای دم نهنگ ها به صورت افقیه و فقط هم حرکت بالا و پایین رونده داره بر خلاف ماهی ها که دمشون عمودی و به طرفین حرکت می کنه.

باز هم به دلیل اینکه نهنگ ها از پستانداران موجود در خشکی تکامل پیدا کردن اصلا عجیب نیست که اونها گوش دارن، اما از اون جایی که اونها تا نقاط خیلی خیلی ژرف اقیانوس ها میرن، اولا لاله گوش ندارن و ثانیا کانال گوششون به بیرون راه نداره. یه چیزی شبیه ناف انسان تصور کنید برای گوش نهنگ ها. با وجود اینکه این گوش بستست اما همچنان مخاط گوش در داخل گوششون و در طول عمر نهنگ کم کم جمع میشه. منظورم از مخاط گوش همون جرم زرد رنگیه که توی گوش هممون هست. دانشمندها گاهی این مخاط ها رو که مثل یک استوانه بزرگ می مونه از نهنگ های مرده بیرون می کشن و جالبه بدونید این مجموعه فشرده جرم گوش حاوی اطلاعات ارزشمندیه از رژیم غذایی نهنگ و سطح هورمانهای اونها در هر سال از زندگیشون درست مثل حلقه های روی کنده درخت.

زمانی که اولین نهنگ ها از خشکی خارج شدن و در اب شناور شدن وزن اونها دیگه بی اهمیت بود چون دیگه لازم نبود به جاذبه زمین غلبه کنن و وزنشون روی پاها شون تحمل کنن، بنابر این در عمل اونها می تونستن تا ابعاد خیلی بزرگ رشد کنن. و اونها این کارو کردن.

امروزه نهنگ آبی 10000 برابر جدش یعنی پاک نهنگه. این تغییر اندازه نهنگ البته خیلی هم آهسته انجام نگرفت. یعنی تا مدت زمان زیادی نهنگ ها خیلی بزرگ نبودن اما در یه مدت زمان کوتاهی بنابه دلایلی که توضیح خواهد یهویی بزرگ شدن. برای 37 میلیون سال نهنگ ها اگر چه خیلی متنوع شدن اما اندازشون خیلی بزرگ نبود یه نهنگ معمولی در اون زمان نهایتا میتونست چند متر باشه.
به همین دلیل توسط شکارچیان دیگه مثل کوسه های بزرگ خورده می شد. اما از سه میلیون سال پیش تغییری در وضعیت زمین رخ داد که به نفع نهنگ ها بود. عصر یخی تمام شد و دمای زمین از جمله اقیانوس ها افزایش پیدا کرد و جهت جریانات اقیانوسی عوض شد. به تبعش حجم عظیمی از پلانکتون ها رشد کردن و همین باعث رشد کریل ها شد.

کریل ها موجوداتی شبیه میگو هستند البته خیلی کوچکتر که در زنجیره غذایی اقیانوس بسیار بسیار نقش کلیدی دارن چون در پایین ترین بخش هرم غذایی قرار می گیرین و به وفور در اقیانوس موجودن. فقط در اقیانوس منجمد جنوبی، گونه‌ای کریل وجود داره با نام کریل قطب جنوب، که جمعیتی با وزن تقریبی ۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تن داره؛ یعنی وزنی دو برابر بیشتر از وزن همه انسان‌های روی زمین با هم. از این‌ها، نصفش توسط نهنگ‌ها و پنگوئن‌ها و فک ها و ماهیان مرکب و ماهی‌ها مصرف می‌شود اما باز هم با رشد و زایش جبران می شه.

خب این افزایش عظیم کریل ها بعد از عصر یخی و در سه میلیون سال پیش، انگار نهنگ ها رو انداختن وسط یه رستوران هر چی می تونی بخور که نتیجتا بزرگ و بزرگتر شدن اونها بود و هر چی هم بزرگتر می شدن مسافت بیشتری رو می تونستن به دنبال غذا طی کنن که باز هم باعث می شد رشد بیشتری داشته باشن.

3 میلیون سال بعد یعنی امروز، نهنگ های گوژپشت طولانی ترین مهاجرت در بین پستانداران روی کره زمین رو دارن. اونها میتونن 16000 کلیومتر در سال رو طی کنن. این یعنی معادل 4 بار طی کردن مسیر زمینی تهران تا مونیخ.

به خاطر همین دلایل نهنگ های امروزی بزرگترین موجوداتی هستند که از آغاز تاریخ تا الان زمین به خودش دیده.

بیاین در مورد بزرگترین نهنگ صحبت کنیم. نهنگ آبی بزرگترین موجودی هستن که تا به حال کره زمین به خودش دیده. سنگین تر از فیلها، ماموت ها و حتی دایناسورها. در واقع نهنگ آبی دوبرابر بزرگترین دایناسوره. طول نهنگ آبی اندازه یه زمین بسکتباله. وزن نهنگ آبی بیشتر از یه بویینگ 757ه یعنی هم وزن 15 تا اتوبوس بزرگ. اگر بخوایم با وزن خودمون مقایسش کنیم 2000 تا ادم با وزن متوسط کنار هم میشن هم وزن یه نهنگ آبی متوسط. دهان نهنگ آبی انقدر بزرگه که 50 نفر بدون هیچ مشکلی می تونن روی زبونش وایسن. قلب یه نهنگ آبی اندازه یه ماشین سواری کوچیکه. بچه نهنگ آبی وقتی به دنیا میاد تقریبا 8 متر طولشه و 3 تن وزنشه یعنی بزرگتر از یه فیل. ناف نهنگ های آبی اندازه یه سینی بزرگه و شبکه خون رسانی رگهاش رو اگر بیرون بکشیم و به یک خط کنیم طولش 2.5 برابر فاصله پلوتون تا خورشید خواهد بود.

در حقیقت نهنگ های آبی در طول زمان اونقدر بزرگ و بزرگ شدن که دیگه دانشمندا معتقدن اونها از این بزرگتر نمی شن و از این بعد یه محدودیت فیزیکی جلوی رشدشونو خواهد گرفت. نهنگ های آبی بالغ وقتی دهن بزرگشونو باز می کنن میتونن اندازه یه اتقاق پذیرایی بزرگ آب فرو ببرن. خوب پر و خالی کردن همچین حجمی از آب زمان بره. دانشمندا معتقدن زمانی که نهنگ های آبی طولشون حدودا به 35 متر برسه که الان فقط یه خورده با اون اندازه فاصله دارن، حدودا 10 ثانیه حدودا طول خواهد کشید که دوباره بخوان دهنشونو ببندن و این یعنی زمان کافی برای فرار کردن شکارشون. می خواد کریل باشه، ماهی باشه یا هر چیز دیگه. به خاطر همین تکامل بهشون اجازه نخواهد داد از این بیشتر رشد کنن. بنابراین ما ادما خیلی خوش شانسیم که در عصری زندگی می کنیم که نه تنها بزرگترین موجودات از گذشته تا به حال رو به خودش دیده بلکه در آینده هم موجودی از این بزرگتر نخواهد اومد و البته خوش شانستر از این بابت که اونها اشتهایی به خوردن انسانها ندارن.

خب حالا میدونید که نزدیکترین خویشاوند نهنگ ها که الان هم زنده هستند چه موجودیه؟ بر اساس تحقیقاتی که دانشگاه کلگری در سال 2009 انجام داده الان ما میدونیم که اسب آبی پسر خاله نهنگه. این مطالعات بر اساس شباهت دی ان ای این موجودات صورت گرفته. در واقع دانشمندا معتقدن اسب آبی هم از پاک نهنگ تکامل پیدا کرده. راستی می دونید اسبهای آبی کدومان دیگه؟ منظورم اون اسبهای دریایی کوچولو نیستا ما هم به اون موجودات کوچولو که درواقع از خانواده ماهی ها هستن می گیم اسب دریایی هم به اون حیوونای بزرگ نیمه آبزی که تو رودخانه‌ها و برکه‌ها زندگی می‌کنن. رنگ پوستشون مثل کردگردن ها و فیلها خاکستریه و فک های خیلی بزرگی دارن. اگه یادتون نمیاد عکساشو تو اینترنت سرچ کنید. به انگلیسی بهشون میگن Hippopotamus به معنی اسب آبی، از دو واژه یونانی Hippos به معنی اسب و Potamus به معنی رودخانه.

در حال حاضر ما 90گونه شناخته شده نهنگ داریم که به دو گونه اصلی تقسیم می شن. نهنگ های دندان دار و نهنگ های بی دندان. نهنگ های بی دندان به جای دندان یه صفحه شانه ای دارن که تو فارسی بهش می گیم والانه. والانه ها از پروتینی به اسم کراتین ساخته شدن. کراتین دقیقا همون ماده ایه که ناخن های دست و پای ما ازشون ساخته شدن.
خب حالا برای اینکه تصوری پیدا کنین که دهن نهنگ های بی دندون چه شکلیه فرض کنید دور از جون خودتون دندون نداشتین و روی لثه بالاییتون یک سری ستون های عمودی داشتین. بعد وقتی که آب رو تو دهنتون می بردین به کمک این صفحه های عمودی آب رو فیلتر می کردین و برمیگردوندین تا مثلا محتوای مورد علاقتون رو نگه دارین و بخورین. والها هم برای فیلتر کردن آب دریا دقیقا همین کار رو میکنن و نگه داشتن کریل ها یعنی همون سخت پوست های شبیه میگو که غذای مورد علاقشونه دقیقا همین کارو می کنن. والانه ها ممکنه تا 600 صفحه عمودی باشن. این صفحه ها هم فقط روی فک بالایی قرار می گیرن.

نکته جالب اینه که به طور کلی نهنگ های بی دندون بزرگتر از نهنگ های دندان دار هستند مثل خود نهنگ آبی که بزرگترین نهنگه.

نهنگ های دندان دار مثل دلفین ها، درست شنیدید. دلفین ها، یه وقت فکر نکنید دلفین ها ماهی هستن نه. دلفین ها هم نوعی نهنگ هستن و پستاندارن. نهنگ های دندان دار مثل دلفین ها و مثلا نهنگ های عنبر برای موقعیت یابی و شکار از قابلیت پژواک یابی استفاده می کنن. به این صورت که یک موجی رو از توی سرشون میفرستن و بعد موج بازتاب شده رو با استفاده از یه عضوی که توی فک پایینیشون قرار داره دریافت می کنن. اینطوری می تونن بفمن کجان و شکارشون تو چه موقعیته.

بر خلاف نهنگ های دندان دار، نهنگ های بی دندون مثل نهنگ های گوژپشت قابلیت پژواک یابی ندارن اما در عوض اونها برای آوازهای پر راز و رمزشون معروفن. آوازهای نهنگ گوژپشت به طرز باورنکردنی ای پیچیده است. گاهی این آوازها تا نیم ساعت و یا حتی بیشتر طول میکشه. هنوز دقیقا مشخص نشده که چطور نهنگ های گوژپست می تونن این اصوات رو ایجاد کنن اما دانشمندا معتقدن اونها زیر اندام صوتیشون یک کیسه بزرگ دارن که از توش هوارو میدمن توی اندام های صوتیشون. این باد دوباره می ره به داخل شش های نهنگ و بر می گرده. اینطوری هوا دوباره استفاده میشه و به این دلیله که اونها میتونن به صورت پیوسته و به مدت بیشتر از نیم ساعت آواز بخونن.

خب تا اینجا کلی در مورد تکامل نهنگ ها صحبت کردیم و بازم کلی میشه صحبت کرد. جالبه امکان نداره من در مورد تکامل صحبت کنم و یاد سکانس خنده دار سریال فرندز بین راس و فی بی نیفتم. راس که دیرین شناسه همیشه تو جای جای این سریال، وقت و بی وقت شروع می کنه فکت های علمی گفتن ولی بقیه دوستاش همیشه سریع ساکتش می کردن.

تو یه سکانس معروف فی بی میگه:

خیلی چیزی اون بیرون وجود داره که من بهشون اعتقاد ندارم اما این به این معنی نیست که اونا درست نیستن.

جوویی ازش می پرسه: مثلا؟

فی بی می گه:

مثلا حلقه های کشت زار، مثلث برمودا و اولوشون یعنی همون نظریه تکامل

اینجا راس که گفتیم دیرین شناسه و اتفاقا خیلی روی مساله تکامل به عنوان حقیقت علمی حساسه گوشاش تیز می شه و با بهت و خنده میگه:

چی گفتی؟ تو به تکامل اعتقاد نداری؟

فی بی جواب میده:

نه، حقیقتا نه، میدونی تکامل، داورین، میمونها، یه جورایی خیلی ساده است.

راس که شوکه شده میگه:

ساده انگارانه؟ پروسه تکامل همه موجودات زنده در طی میلیونها سال از یک موجود تک سلولی سادست؟

فی بی میگه:

اره، تو کتم نمیره

اینجاست که راس میگه:

فی بی مهم نیست که تو کت تو میره یانه، تکامل یه حقیقته علمیه مثل هوایی که تنفس می کنیم، مثل جاذیه زمین.

فی بی در جواب میگه:

اوه در مورد جاذبه زمین که اصلا صحبت نکن.

یعنی حتی به جاذبه زمینم اعتقاد نداشت. تو همین اثنا بود که یکی در خونه رو زد. چندلر با اون طنز همیشگیش گفت:

اوه اوه نی تونه خیلی هم شاکیه

یادش بخیر

خب ما هنوز کلی حرف داریم که راجع به نهنگ بزنیم.

تا حالا چیزی از نهنگ تک شاخ شنیدین که سه متر شاخ داره؟

خیلی ها متاسفانه فکر می کنن نهنگ تک شاخ مثل اسب تک شاخ افسانست اما براتون توضیح میدم که اتفاقا اونها وجود دارن و خیلی هم خوشگلن.
می دونستین نهنگ ها حتی روی آب و هوا تاثیر دارن و اگه نبودن زمین زودتر گرم می شد؟ می دونستین علیرغم همه فشارهای بین المللی هنوز توی ژاپن نهنگ هارو شکار می کنن؟ می دونستین مردم دانمارک یه رسمی دارن که در یک روز از سال کلی نهنگ رو دست جمعی می کشن؟ تا حالا چیزی از گرونترین و در عین حال خوش بو ترین استفراغ جهان چیزی شنیدید؟ به نظرتون میشه ادم توسط یه نهنگ بلعیده بشه ولی نجات پیدا کنه؟ تو ادامه پادکست به همه این مطالب می پردازیم.

خب بازم بر می گردیم به بحث نهنگ ها

به نظر شخص من هیچ نهنگی عجیب تر از نهنگ تک شاخ نیست. درست شنیدید. نهنگ تک شاخ یا همون ناروال. خیلی ها هنوز هم فکر می کنن نهنگ تک شاخ مثل اسب تک شاخ فقط یه افسانست. اما من امروز می خوام بهتون بگم که اگر چه این موجود خیلی کمیابه اما کاملا حقیقت داره.

ناروال فقط در آب های سرد قطب شمال در اطراف گیرنلند، شمال کانادا و شمال روسیه پیدا می شن. علاوه بر کمیاب بودن این موجود شاید یک دلیل دیگه برای اینکه مردم کمتر نهنگ تک شاخ رو دیدن، اینه که اونها رو اگر بگیری و در حصر نگهشون داری به سرعت می میرن، بر خلاف مثلا دلفین ها یا پورپوزها که اونها هم نهنگ هستند و اتفاقا خویشاوندای نزدیک ناروالن ولی میشه اونها رو در حصر نگه داشت. به خاطر همین مطالعه این موجودات هم بسیار سخته.

ناروال ها نهنگ های نسبتا کوچکی محسوب میشن طولشون به پنج شیش متر می رسه ولی شاخهای بلندی دارن. شاخ اونها ممکنه تا سه متر هم رشد کنه. شاخ ناروال درست مثل شاخ موجود افسانه ای اسب شاخ دار ساختار حلزونی و پیچی داره و به خودش سرتاسر پیچیده. در گذشته خیال می کردن که شاخ ناروال ها قدرت جادویی داره به خاطر همین شاخ اون ها ده برابر طلا قیمت داشته. اما شاخ چیزی نیست جز یکی از دندونهای جلویی ناروال که به اون صورت رشد می کنه. فقط هم جنس نر دارای این شاخ هستند و همیشه هم این ساختار حلزونی به سمت چپه. هنوز کاربردهای این شاخ در دست مطالعست اما برخی از دانشمندا حدس می زنن که این شاخ ها در حقیقت اندام حسی این موجودات هستند و برخی دیگه میگن که این فقط ابزاری برای جذب جنس مخالف یعنی ماده ها هستن. به نظر من اصلا مهم نیست، مهم اینه که واقعا شگفت انگیزن.

خوب علیرغم اینکه والها یا همون نهنگ ها تمام عمرشون رو در اقیانوس زندگی می کنن، اما اونها در حقیقت پستان دار هستن. اونها مثل ما انسانها و تمام پستان دارها بچه زا هستن. البته همه پستان دارها که نه. می دونیم دیگه دو تا استثنا اینجا وجود داره. پستان دارهایی که جای بچه به دنیا اوردن تخم می زارن، مورچه خورک و نوک اردکی یا همون اکیدنا که بعضیا میگن اکیدنه و اورنی تورنگ. بیاین بچه ها عادت به این اسم های فارسی کنیم. اکیدنا میشه همون مورچه خورک، چون از مورچه خوار کوچیکتره اما مثل اون یه خرطوم کوچولویی داره که باهاش مورچه میخوره. خیلی هم موجودات عجیبی هستن چون مثل خزنده ها و پرنده ها، تخم می زاره و در عین حال پستان داره و به بچه هاش شیر میده، هم پوزه ای شبیه به مورچه خوار داره و هم خارهایی داره مثل جوجه تیغی که ممکنه حتی با جوجه تیغی اشتباه گرفته بشه. جالبه بدونید گونه نر این مورچه خورک دارای چهار آلت جنسیه و در حالتی که گونه مادش فقط یک آلت جنسی داره. بعدم اینکه اگرچه گونه ماده مورچه خورک کیسه دار محسوب میشه، اما با سایر کیسه داران تفاوت داره: کیسه آن همیشگی نیست! پوست شکمش به صورت موقتی نوعی کیسه تشکیل می دهد تا نوزاد وقتی از تخم خارج می شه، در آن قرار بگیرند. بعد اینکه این حیوانها فاقد پستان برای شیر دادن هستن، اما در عوض شیر آنها از غده هایی که درست روی پوست مادر قرار گرفته اند، ترشح می شن.

خلاصه از این عجیبتر نمیشه. هم خرندست هم نیست، هم کیسه داره هم نیست، هم پستان داره هم نیست. بگذریم.

نوک اردکی یا همون اورنی تورنگ هم به خاطر اینکه نوکش دقیقا مثل اردکه تو فارسی بهش می گیم نوک اردکی. اونم دست کمی از مورچه خورک نداره و به همون اندازه عجیبه. جالبه قدیما که فیلم و عکس نبود و دانشمندا اولین بار نقاشی های این حیوونها رو کشیدن و بردن اروپا برای تحقیق خیلیها فکر میکردن اینا یه حقست. مگه میشه مثل اردک منقار داشته باشی و تخم بزاری ولی پستان دار باشی. انگار که بگیم مرغ شیر داره.

خوب بازم من حاشیه رفتم و از بحث نهنگ ها دور شدم. داشتم می گفتم که نهنگ ها هم پستان دارن، بچه زا هستن، وقتی بچه نهنگ به دنیا میاد مادرش هولش میده به سطح آب تا اولین نفس هاشو بکشه، اونها به بچه هاشون شیر میدن و خون گرم هستن و حتی مو دارن. نهنگ ها قبل از متولد شدنشون با یک لایه ای از کرک ها و پرزها پوشیده شدن یه چیزی مثل موهای خیلی ریزی که نوزاد انسانم ممکنه داشته باشه موقع تولد روی بدنش و حتی خیلی از نهنگ های بالغ هم مو دارن.

خب نهنگ ها صاحب رکوردهای شگفت انگیزی هم هستن.

رکورد رفتن به عمیق ترین نقاط اقیانوس. با توجه به اینکه نهنگ ها باید همیشه به سطح بیان و نفس بکشن قاعدتا نمیتونن خیلی در عمق زیاد برن. نهنگ منقارها می تونن تا 3000 متر زیر اقیانوس برن دنبال غذا و برگردن. راستی این نهنگ ها به خاطر پوزه درازی که دارن بهشون می گن نهنگ منقار. بعضی از کمان سر نهنگها زنده و در شرایطی دیده شدن که نیزه ای متعلق به قرن 19 در سرشون بوده. الان قرن 21 هستیم.
اینجا بود که دانشمندها متوجه شدن که کمان سر نهنگ ها تا بیش از 200 سال میتونن عمرکنن. به خاطر این به این نهنگ ها میگن کمان سر چون سرشون کمانی شکله و مناسب شکوندن یخ های قطب شماله.

متاسفانه نهنگ ها امروزه و در قرن بیست و یکم وضعیت چندان خوبی ندارن. یک زمانی در قرن 16 ام در خلیج کیپ کود در نزدیکی بوستون انقدر نهنگ سیاه وجود داشت که ظاهرا می شد روی پشت نهنگ ها راه رفت و از یک طرف خلیج به طرف دیگه خلیج رسید. الان فقط صد تا از اونها باقی مونده و اونها در معرض خطر جدی انقراض هستن.

خیلی از گونه های دیگه نهنگ ها هم مثل نهنگ سیاه تعدادشون الان به طرز ناامید کننده ای کم شده فقط به دلیل اینکه ما ادمها بیش از 200 سال نهنگ رو شکار کردیم برای گوشتشون، استخوانشون، روغنشون و یا عنبر خوشبوشون. همین تعدادیم که باقی مونده به خاطر جنبش نجات نهنگ هاست که دهه 70 میلادی شروع شد و با وضع قوانینی در کشورهای مختلف باعث کاهش چشمگیر شکار تجاری نهنگ ها شد. ایده این جنبش بر این اساس بود که ما اگر نهنگ ها رو نتونیم نجات بدیم؟ پس دیگه چی رو میتونیم نجات بدیم؟ موجودات ظریف و نحیفی که به مو بندن؟ در واقع این حرکت یه ازمایش واقعی بود از توانایی ما برای استپ کردن تخریب محیط زیست توسط خودمون.

دهه هشتاد قانون منع شکار نهنگ ها اجرا شد ولی با این وجود هنوز هم تعداد نهنگ ها کمه به خاطر اینکه اونها یا یک مجموعه از تهدیدات انسانی مواجه هستن. متاسفانه سنت های قدیمی رو به این راحتی نمیشه از بین برد. با وجود تمام مخالفت های جهانی هنوز ژاپنی ها به شکار انبوه نهنگ ها می پردازن. سال 2016 اونها چند صد نهنگ رو کشتن که 200 تاش نهنگ ماده باردار بودن.
توجیهشونم اینه که برای مقاصد علمی این کارو میکنن. چند صد نهنگ برای مقاصد علمی؟ بقیه دنیا خیلی از ژاپن عصبانی هستن.

در اسکاندیناوی و جزایر فارو یک سنت قدیمی هست که هر سال در یک روز تعداد بسیار زیادی از نهنگ ها رو می کشن. این سنت بیست سده ادامه داشته و به این راحتی هم برداشته نمی شه چون مردم فارو، این سنت را یکی از مهمترین سنت‌های تاریخی خودشون می‌دونن. فقط در طول سی سال گذشته تخمین زده میشه که شش میلیون نهنگ در جزایر فارو کشته شدن. عکسهای این مراسم نهنگ کشان رو میزاریم هم در اینستاگراممون هم در وبسایتمون ببینید که چطور دریا سرتاسر خونینه و تا چشم کار می کنه نیش نهنگ های بی نواست.

نمیشه از انقراض نهنگ ها حرف زد ولی از نهنگ عنبر حرف نزد. من قبلا در اینستاگرام در مورد نهنگ های عنبر توضیح دادم. ادرس اینستاگرام رو در توضیحات پادکست میزاریم.

همین الان می تونید برید استوری های هایلایت شده نهنگ عنبر رو ببینید و ادامه پادکستو با تماشای عکساشون گوش کنید.

نهنگ‌های عنبر در تمام اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند. طول آنها به ۱۸ متر (ساختمان شش طبقه) و وزنشان تا ۶۰ تن می‌رسه که برابر با وزن ۱۳ فیل بالغه. سر بزرگ نهنگ‌های عنبر تقریباً یک‌ سوم (۱/۳) طول بدنشون رو تشکیل می‌ده.

این موجودات زیبا (نهنگ های عنبر) به خاطر شکار بی رویه و فقط برای دست یابی به روغن ارزشمندی که در سرشون دارن و همچنین عنبرشون تا مرز انقراض پیش رفتن.

عنبر ماده بسیار گرونیه که در صنعت عطر سازی ازش استفاده میشه. عنبر ماده ای هست که توسط دستگاه گوارش نهنگ عنبر تولید میشه. این ماده به صورت استفراغ از دهان نهنگ خارج میشه که پس از خروجش ماده ای نرم، قهوه ای و با بوی شدیده. اما این ماده به مرور زمان و طی سالها در آب تغییر رنگ میده و تبدیل به جسمی سخت و خاکستری رنگ با رایحه ای خوش میشه.

بنابراین میتونیم بگیم عنبر گرونترین استفراق جهانه. قطعات عنبر دفع شده معمولا روی آب دریا شناور هستن یا اینکه در سواحل به دست میان. از طرفی افرادی در دنیا هستن که شغلشون پیدا کردن عنبره و با سگهای اموزش دیده زمان زیادی رو صرف پیدا کردن ماده ای می کنن که اسمشو گذاشتن طلای شناور یعنی همون عنبر. معمولا افرادی که موفق به کشف عنبر می شن به ثروت زیادی دست پیدا می کنن، برای همین خیلی ها هم هستن که به شوق پیدا کردن عنبر دل به دریا میزنن اما تنها چیزی که عایدشون میشه یه قلوه سنگه که فقط شبیه عنبره.

چند وقت پیش تو خبرها خوندم یه ماهیگیر تایلندی یه چیز عجیبی از تو اقیانوس پیدا میکنه و نمیدونسته چیه. 5 سال تو خونش نگه میداره اینکه یکی که میدونسته بهش میگه این عنبره و اون ماهیگیر فقیر رو صاحب 24 هزار دلار پول میکنه. تازه مقدار زیادیشو خود ماهیگیر همینطوری برای سرگرمی تراشیده بوده. یه ماهیگیر عمانی چند سال پیش کلی عنبر پیدا کرد و میلیونر شد. بنابراین می بینید که بیخود نیست که شعرهای فارسی پر است از این کلمه.

سعدی میگه:

باد امد و بوی عنبر اورد
بادام شکوفه سر براورد

جایی حافظ میگه:

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند

اخیرا هم دانشمندا فهمیدن که خیلی وقتها نهنگ های عنبر عمودی میخوابن. به همین دلیل کلی عکس از این موجودات هست که یه گله نهنگ عنبر همه عمودی هستن و همه خوابن. توی استوری هامون ببینید.

یکی از بهترین رمانهای آمریکایی با نام موبی دیک (نهنگ بحر یا نهنگ عنبر) با نویسندگی نویسنده مشهور هرمان ملویل داستان ناخدایی است که به دنبال گرفتن انتقام از نهنگ عنبری است که قبلا کشتی او را در هم شکسته و پای او را قطع کرده است.
ویلیام فاکنر (برنده جایزه نوبل ادبیات) اعتراف می‌کند که آرزویش این بوده که این کتاب نوشتهٔ او می‌بود.
رمان موبی دیک با عبارت «اسماعیل خطابم کنید(Call me Ishmael)» شروع می شود. این عبارت در میان ادبیات جهان معروف‌ترین عبارت آغازکنندهٔ رمان است. این کتاب در فهرست صد کتاب برتر تاریخ به انتخاب گاردین قرار گرفته و دی‌اچ لارنس آن را یکی از شگفت‌آو رترین کتاب‌های دنیا و بهترین کتاب در مورد دریا خوانده‌است. شاید یک قسمت از ژرفا رو اختصاص دادیم به رمان موبی دیک من که خیلی دوست دارم.
شمام نظرتون روبنویسین اگر دوست دارین.

خوب یه سوال. آیا بدن انسان می تونه بر اثر بلعیدن شدن توسط نهنگ زنده بمونه؟ به نظرتون قبلاً اتفاق افتاده؟

داستان یونس پیامبر رو که مدتی رو در شکم نهنگ زندگی کرد رو هممون شنیدیم.

بزارید یخورده از داستان یونس پیامبر بگم:

یونس نینوا را ترک کرده و آن سرزمین را رها نموده بود و به راه خود ادامه داد تا به دریا رسید. آن جا گروهی را دید که اراده گذر از دریا را داشتند، پس از آنان پرگ (اجازه) خواست که با آنان همسفر گردد و بر کشتی ایشان سوار شود.

کشتی هنوز خیلی از کناره دور نشده بود که دریا طوفانی شد و امواجی سهمگین کشتی را متلاطم ساخت. در این حال راهی جز سبک کردن کشتی به فکرشان نمی رسید. مسافرین با یکدیگر همفکری کردند که چه کنند، سپس به توافق رسیدند که قرعه بیندازند و به نام هر کس افتاد او را به دریا بیفکنند. پس قرعه انداختند و به نام یونس درآمد، ولی به خاطر احترام و ارزشی که برای او قائل بودند، حاضر نشدند او را به دریا اندازند؛ پس بار دیگر قرعه انداختند. باز هم به نام یونس درآمد. اما این بار هم دریغ کردند که او را به دریا افکنند و برای بار سوم قرعه انداختند و این بار نیز قرعه به نام یونس درآمد. یونس چون دید سه بار قرعه به نامش درآمده، دریافت که در این پیشامد رازی نهفته‌ است و خدا در این رویداد تدبیر و حکمتی دارد. سپس به اشتباه خود پی برد و دریافت که پیش از این که پرگ کوچ و ترک شهر و مردمش را از سوی خدا داشته باشد دیار خود را ترک کرده‌است. به همین سبب خود را در میان دریا انداخت و به ژرفای تاریک دریا فرورفت.

در این هنگام خدا نهنگ بزرگی را فرستاد که یونس را بخورد و او را در شکم خود پنهان سازد ولی به او آسیبی نرساند! زیرا او پیامبر خداست که دچار شتاب و خطایی ناچیز شده که از شتاب خود هم پشیمان است. سپس نهنگ را گفت که یونس امانتی است در معده تو و هر گاه خدا دستور داد باید او را سالم بازپس دهی.

یونس سه روز و سه شب در شکم نهنگ ماند. او از درون معده نهنگ نزد خدای خود دعا نمود. خدا دعای یونس را پذیرفت و به نهنگ فرمان داد که وی را در کناره دریا بیرون بیندازد و نهنگ هم چنین کرد. از بخشایش خدا بوته کدویی بالای سرش رویید. یونس از میوه آن خورد و در سایه اش آرمید تا نیروی خود را بازیافت.

بله به غیر از ماجرای یونس پیامبر داستانهای دیگه ای هم هست از بلعیده شدن انسان توسط نهنگ. مثلا در سال 1891، گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه مردی توسط یک نهنگ عنبر بلعیده شده و بعدا زنده مونده. اما دیگه هرگز همان ادم سابق نشده.

در قرن نوزدهم در امریا، داستان بلعیده شدن جیمز بارتلی توسط یه نهنگ عنبر و نجاتش بعد از چند روز بین مردم خیلی محبوب و معروف بود. وقتی خدمه کشتی اون نهنگ عنبر رو پیدا می کنن می کشنش و اون رو تکه تکه می کنن و جیمز بارتلی را بیهوش اما زنده پیدا می کنن در حالی که صورت و بازوهای او سفید شده بود و به دلیل اسیدهای معده نهنگ کور شده بود.

حالا تو قرن 21 بیاید ما یکم بیشتر کنجکاوی کنیم در این داستان ها و امکان همچین معجزه ای رو بررسی کنیم. خیلی خب، وقتی علمی به قضیه نگاه میکنیم سریع می فهمیم که اگر توسط نهنگ بلعیده بشیم، بیرون آمدن با پوست براق و سفید کمترین نگرانی ما خواهد بود. اولین چیزی که باید نگران آن باشید پس از بلعیده شدن، اینه که توسط دندانهای نهنگ عنبر خرد نشیم. نهنگ عنبر جز دسته نهنگ های دندان داره. هر دندان تقریباً 20 سانتیمتر طول دارد.که این طول متوسط یک چاقوی آشپزیه و نهنگ های عنبر 40 تا 50 تا از این دندان ها دارن. بیایید بگیم که شما به اندازه کافی خوش شانس هستید که همه اینها را پشت سر می زارید، بعد شروع به پایین رفتن در گلو می کنید. نه تنها اونجا تاریک و باریک هست بلکه نفس کشیدن به دلیل کمبود اکسیژن و افزایش گاز متان نیز دشوار خواهد بود.

از آنجا که عضلات گلوی نهنگ برای کمک به پایین رفتن غذا منقبض میشود، شما کم کم متوجه اسید هیدروکلریک میشوید که شروع به خوردن و از بین بردن شما میکند. در مرحله بعدی شما به اولین و بزرگترین چهار شکم نهنگ فرو خواهید رفت. احتمالاً مدتی در آنجا خواهید بود، اگرچه اونجا تاریکه اما شاید مقداری نور به خاطر حضور ماهی های مرکب یا موجودات دیگه که قدرت زیست تابی دارن ببینید(نهنگ های عنبر عاشق ماهی های مرکب پرنده هستند ). بهتر است از این نمایش کوتاه نور لذت ببرید، چراکه بعد از این از یک معده به دیگری رفته و سرخ خواهید شد. اسیدها تقریباً تمام بدن شما را میسوزونن تا زمانی که فقط استخوان های شما از مخرج نهنگ خارج بشن.

بنابراین بله، کاملاً بدیهی است که بگیم به هیچ وجه نمیشه توسط یک نهنگ بلعیده شد و سپس زندگی کرد و زنده موند و بعد داستان و حکایت تعریف کرد. ببخشید آقای جیمز برتلی شاید شما بتوانید مردم رو در قرن 19 فریب دهید، اما امروزه نه.

همین جا هم اشاره بکنم که اگرچه نهنگ ها خیلی خیلی عظیمن اما اونها هیچ علاقه ای به خوردن انسان ندارند. اگر آنها می توانستند صحبت کنند، احتمالا به این نکته اشاره میکردند.

متاسفانه خیلی ها فکر میکنن همه این تلاشها برای حفظ نهنگ ها فقط به خاطر اینه که اونها کاریزماتیک و زیبا هستن. اگر چه این حقیقت داره اما نهنگ ها خیلی بیش از این ارزش دارن. نهنگ ها مهندسان اکوسیستم ما هستن. اونها به پایداری و سلامت اقیانوس ها کمک می کنن و حتما برای جوامع انسانی خدماتی رو ارایه میدن.
خوب بزارید بیشتر براتون توضیح بدم که چرا انقدر نجات نهنگ ها برای کره زمین حیاتیه. دلیلش رو باید در دو چیز جستجو کرد:

1. مدفوع و ادرار نهنگ ها
2. جنازه نهنگ ها

همینطور که نهنگ ها به ژرفای اقیانوس میرن تا غذا بخورن و به سطح میان که نفس بکشن، اونها حجم عظیمی از مدفوع و ادرار رو در سطح تخلیه می کنن. به این کار در اصطلاح علمی می گن پمپ نهنگی، چون انگار یه پمپ کلی مواد مغذی رو از عمق اقیانوس دایما بکشه و بیاره بالا در سطح.

علاوه بر اون نهنگ ها به صورت افقی هم مواد مغذی رو در اقیانوس ها پخش می کنن. همونطور که قبلا هم گفتم نهنگ ها می تونن تا 16000 کیلومتر مسافت رو طی کنن و اونها معمولا اینکار رو بین مناطق فقیر به لحاظ مواد مغذی تا مناطق پربار انجام میدن و بر میگیردن. همینطور که اینکارو انجام میدن درواقع اونها مواد مغذی رو از مناطقی که دارن به مناطقی از اقیانوس که نیاز هست منتقل می کنن. بنابراین نهنگ ها هم به صورت عمودی همونطوری که گفتم با رفتن به عمق و برگشتن یا همون پمپ نهنگی و هم به صورت افقی در توزیع و چرخه مواد مغذی در اقیانوس موثرن.

وقتی نهنگ ها ادرار می کنن. ممکنه فکر کنین مگه چقدره حجم مدفوع و ادرار نهنگ ها ولی دوستان اصلا سایز بزرگ این موجوداتو دست کم نگیرین. حجم ادرار نهنگ ها کافیه برای پر کردن سه تا وان حموم. این مواد مغذی باعث رشد فیتوپلانکتون ها میشن. بچه ها فیتوپلانکتون ها موجودات خیلی خیلی کوچیکی هستن که فقط با میکروسکوپ میشه دیدشون. اوناها گیاهن. درست مثل درختها و فتوسنتر می کنن و اکسیژن تولید می کنن. اگر فکر میکنید که بیشتر اکسیژن کره زمین رو درختها تولید می کنن اشتباه می کنید. بین 50 تا 85 درصد اکسیژن روی کره زمین توسط فیتوپلانکتون ها تولید میشه. حالا یادتون میاد که چرا تو اپیزود صفرم یعنی معرفی پادکست ژرفا گفتم نفسمون به نفس اقیانوسها بستست؟

حالا علاوه بر تولید اکسیژن نهنگ ها باعث کم شدن گازهای گلخانه ای هم میشن. همیشه در عمل فتوسنتز دی اکسید کربن مصرف میشه و اکسیژن تولید میشه. پس در واقع وقتی نهنگ ها باعث شکوفایی و رشد فیتوپلانکتون ها میشن نتیجش دو تا چیزه:
یک تولید اکسیژن که برای ما حیاتیه و دو کم شدن دی اکسیدکربن در هوا که باز هم برای حیاتیه. چون علت گرم شدن جهانی هوا همین گازهای گلخانه ایه.

اما از همه جالبتر اینه که اونها حتی بعد از مرگشونم مهمن. وقتی نهنگ ها مثل همه حیونات دیگه میمیرن، جنازه اونها که گاهی تا صدها تن میرسه به ژرفای تاریک اقیانوس سقوط می کنه، این جنازه ها اونجا اکوسیستمهایی رو تشکیل میدن که تا چند دهه ممکنه باقی بمونه و تعداد بی شماری از موجودات عجیب و غریب ازشون تغذیه می کنن.

تا 400 گونه مختلف از این جنازه ها تغذیه میکنن که بینشون موجودات ترسناکی مثل کرم های زامبی هست که همه چیز رو از پوست و گوشت تا استخون می خورن. بنابراین اونها حتی بعد از مرگشونم کلی اکوسیستم دریایی رو تغذیه می کنن و بهش زندگی می بخشن.

خلیج فارس و دریای عمان همیشه میزبان انواع نهنگ ها هستن، از دلفین ها تا نهنگ های قاتل، نهنگ های گوژپشت و نهنگ های عنبر اما متاسفانه خیلی از مردم ما حتی اسم اونها رو هم نمیدونن و کمترین اطلاعاتی ازشون ندارن.

من پیدا نکردم مطالعه ای که تعداد دقیق اونها رو برای ما مشخص کنه و من ندیدم مستندی که از این موجودات ساخته بشه تا اونها رو به مردممون بشناسونه. تماشای نهنگ ها در زیستگاهشون الان یک جاذبه توریستی پرطرفداره در تمام دنیا و هم به اقتصاد کمک میکنه و هم به حفظ اون موجودات. من خودم تجریش رو داشتم ، هر چند شانس با ما یار نبود و موفق به دیدن نهنگ ها نشدیم اما حسابی از همراهی صدها دلیفین لذت بردیم.

ای کاش همه ما انسانها هر چه سریعتر به ارزش زیست محیطی نهنگ ها پی می بردیم. بیاید نهنگ ها رو دوباره نجات بدیم، اما این بار این کارو فقط به خاطر اونها نکنیم، اینکارو هم به خاطر اونها هم به خاطر خودمون انجام بدیم. اگر بخوایم زندگی خودمون و اونها رو نجات بدیم مجبوریم که با هم وجود داشته باشیم اونها در زیر آب و ما در بالای آب. و ما این کار رو تنهایی نمیتونیم بکنیم. همه باید تا دیر نشده بیشتر به اقیانوس ها این قلب آبی کره زمین توجه کنیم. الان وقتشه و فردا دیره.

از کجا بشنویم

پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا

دیگر اپیزودها

مطالب تکمیلی

آخرین مطالب بلاگ

0 دیدگاه

دیدگاه مورد نظر خود را ارسال کنید

نظرات خود را منتقل کنید
با ارسال کامنت مشارکت کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *