از سانفرانسیسکو تا آشوراده

یه شهر بزرگ پر از جاذبه های توریستی معروف مثل پل گلدن گیت، پارک گلدن گیت، جزیره ی آلکاتراز، میدان واشنگتن، خیابون لومبارد، ساختمان فری و کاخ هنرهای زیبا که کلی توریست از سرتاسر دنیا برای دیدنشون سرازیر میشن. اما بین همه ی این مناطق دیدنی از نظر من یه جا از همه ویژه تره که مشخصه اش صداییه که از طبیعت به گوش میرسه.
یه اسکله خیلی بزرگ، ساخته شده از چوب، روی خلیج سانفرانسیسکو همینطور که روش قدم میزنید کلی انرژی مثبتو حس خوب به سمتتون سرازیر میشه. نسیم خنکی که از سمت خلیج می وزه، همهمه ی ادم ها، مغازه های جور واجور، رستوران های مختلف، دستفروش های تره بار و موسیقی های خیابونی.

خیلی ها با‌عجله دوس دارن که سریع تر به انتهای اسکله برسن و موفق به دیدن جزیره‌ی معروف آلکاتراز بشن. همون جزیره ای که توش زندان آلکتراز قرار داره و فیلم فرار از آلکاتراز هم بر همون اساس ساخته شده. اما من بر خلاف ادم های دیگه قبل از همه ی اون جاذبه ها اشتیاق دیدن یه چیز دیگه رو داشتم. همون هایی که با صداشون اسکله رو گذاشتن رو سرشون. بله شیرهای دریایی، شیرهای دریاییه اسکله شماره 39.

این شیرهای دریایی خیلی وقت نیست که مهمون اسکله شماره 39 شدن اما از همون اول که اومدن خیال برگشت نداشتن والان دیگه صاب خونه محسوب می شن.

سال 1990 یعنی 29 سال پیش بعد از یه زلزله که در شهر سانفرانسیسکو رخ داد به طرز عجیبی تعداد چند صد شیر دریایی وارد این اسکله شدن و روی عرشه های اطراف اسکله موندگار شدن. از سال بعدش جمعیت این شیرهای دریایی شروع به زیاد شدن کرد. در نتیجه مسوولین شهر تصمیم گرفتن تعداد عرشه های مخصوص این فک ها رو زیاد کنن و فضای بیشتری رو به این شیرهای دریایی اختصاص بدن.

امروزه نه تنها اسکله شماره 39 هو بلکه شهر سانفرانسیسکو رو بدون این شیرهای دریایی نمیشه تصور کرد.

احتمالا تا الان حدس زدید که موضوع امروز ما شیرهای دریایی ان. تقریبا درسته اما اگر بخوام دقیقتر باشم باید بگم امروز می خوام در مورد خانواده بزرگ فوک ها صحبت کنم. خانواده متنوعی که به غیر از خود فوک ها و شیرهای دریایی شامل کلی موجودات عجیب و غریب دیگه هم میشه که ممکنه حتی اسمشونم نشنیده باشین از جمله فیل های دریایی که پوزه های درازی دارن، گرازهای دریایی که دو تا دندون نیشی دارن که به بعضا به 40 سانتی متر میرسه ، گاوهای دریایی که تنها پستان داران گیاه خوار آبزی هستند، فوک های سرپوش دار که روی سرشون یه کیسه انعطاف پذیر بزرگ دارن که موقع نیاز بادش می کنن، فوک های روبانی که پوستشون طوریه که انگار با روبان های سیاه و سفید تزیینشون کرده باشی و البته فوک های ریش دار با اون ریش های خوشگلشون.

اما بین تمام گونه های فوک ها یه گونه هست که برای ما ایرانیها خیلی خیلی ویژه است و اون فوک خزریه که در دریای خزر زندگی میکنه و آبهای سرزمینی ما همیشه میزبان این فوک زیبا بوده و هست. اگر می خواید بیشتر در مورد فوک خصوصا فوک خزری بدونید به ادامه پادکست گوش کنید. من علیرضا پاینده هستم. دغدغم طبیعته و در هر قسمت از پادکست ژرفا سعی می کنم عشق به طبیعت خصوصا دریاها و اقیانوس ها رو به مردم عزیز کشورم ایران هدیه بدم.

فوک ها این موجودات توپول به نظر من بامزه ترین و کمدی ترین موجوداتی هستن که توی دریا زندگی میکنن. اگر تا به حال چند تا عکس یا فیلم ازشون دیده باشین حتما حرف منو تایید می کنین. اون ها زیر مجموعه یه خانواده بزرگ هستن که بهشون میگیم باله پایان. حتما می گین چه اسم عجیبی اما اتفاقا اسم با مسمایی اه به خاطر اینکه این موجودات هم در آب زندگی می کنن و هم در خشکی. به همین دلیل پاهاشون در تکامل تبدیل شده به چیزی شبیه باله که بتونه هر دو تا کاربرد باله و پا رو داشته باشه بنابراین بهشون میگن باله پایان.

باله پایان چند تا شاخه دارن. دو تا گونش که خیلی با هم اشتباه گرفته میشن فک ها و شیرهای دریایی هستند. چیزی که در ادامه می خوام بگم یکم نیاز داره که با قوه بصریتون خوب تجسم کنین. من یه سری استوری هایلایت شده در اینستاگرام ژرفا گذاشتم به اسم فوک ها و پیشنهاد می کنم همین الان برید و حین گوش دادن به ادامه پادکست اون استوری هارو ببینید تا کاملا متوجه بشید. اگر از اپ های پادکست مارو می شنوید نگران قطع شدن پادکست نباشید. حین دیدن استوری ها می تونید پادکستو همچنان گوش بدید.

مهمترین وجه تمایز فک ها و شیرهای دریایی اینه که فک ها گوش ندارن. البته نه اینکه واقعا گوش ندارن، گوش دارن اما گوششون بستست و خیلی کوچیکه و ظاهر نیست. اما باله پایانی که گوش دارن بهشون می گن شیر دریایی. البته این فقط یه تفاوت جزیی اه که باهاش خیلی سریع میتونیم فک رو از شیر دریایی تشخیص بدیم اما در عمل فک ها و شیرهای دریایی تفاوت های اساسی دیگه ای هم دارن.

به صورت ساده اگر بخوام بیان کنم فک ها طوری تکامل پیدا کردن که بیشتر مناسب زندگی در آب باشن و شیرهای دریایی بیشتر مناسب زندگی بر روی خشکی. شیرهای دریایی بزرگتر از فک ها هستن، پاهاشون بزرگتره و انعطاف بیشتری داره و این بهشون اجازه میده در خشکی سریع تر حرکت کنن و اگر لازم باشه حتی می تونن بدوان، خیلی وقتها شکارشون مثل پنگوئن ها رو دنبال می کنن و شکار می کنن؛ یه شگردشونم اینه که وقتی نهنگ های قاتل تعقیبشون می کنه برای شکار شنا می کنن تا ساحل و سریع پا میشن و می دوان تو ساحل و اینطوری خودشونو نجات میدن. اونها اکثرا گروهی زندگی می کنن و خیلی هم اجتماعی هستن.
یه دلیلی که باعث شده اسم این موجودات رو بزارن شیر دریایی اینه که اونها غرشهای بلندی دارن…

حتی بعضی از اونها دور گردنشون یال دارن. در مقایسه با فک ها، شیرهای دریایی خیلی خیلی اجتماعی تر هستند. معمولا به صورت گله ای در ساحل جمع میشن و از انسانها هم نمی ترسن. یه تجربه شخصی از اجتماعی بودن شیرهای دریایی که هیچ وقت از خاطرم نمیره این بود که تو سواحل سن دیه گو با کایاک تا نیم متریشون نزدیک شدیم و اونا در کمال آرامش به استراحتشون روی صخره ها ادامه دادن.

برخلاف شیرهای دریایی فک ها گوشه گیر تر هستند. صداشونم ظریف تره و غرش نمی کنن…

فک ها برعکس شیرهای دریایی، موجوداتی هستند که بیشتر وقتشون رو در آب سپری می کنن. به همین دلیل پاهاشون بیشتر حالت باله رو داره تا پا بنابراین پاهاشون در خشکی عملا بی فایدست. پاهای پشتی اونها مثل دم ماهیا و نهنگ ها هیچ وقت رو به جلو نمیاد، برای همین فک ها در خشکی همیشه خوابیدن و برای حرکت یا قلط می زنن و یا خودشونو یکم میندازن بالا و یه خورده میدن جلو. اما برعکس در دریا شناگرای ماهری هستن. بسیار بهتر از شیرهای دریایی. سرعت شنای اونها به 33 کیلومتر در ساعت میرسه این یعنی سه برابرسریعتر از اسطوره شنای دنیا مایکل فیلپس آمریکایی که پرافتخارترین قهرمان تاریخ بازی‌های المپیک و برنده 28 مدال المپیکه. عجب اعجوبه ایه این فلپس یادمه تو المپیک چین 8 تا مدال طلا با هم گرفت.. بگذریم.

فک ها بیشتر تو مناطق سردسیر زندگی می کنن به خاطر همین یک لایه ضخیم چربی تمام بدنشون رو پوشش میده. اما شیرهای دریایی در مناطق گرمتر هم زندگی می کنن و اگرچه اندامشون بزرگتره اما چربی خیلی کمتری دارن.

خب فک ها برای ما ایرانیا خیلی ویژه هستن چون ما یه گونه فک داریم به اسم فک خزری یا همون فک کاسپی که در دریای کاسپین زندگی میکنه و در واقع تنها پستان دار موجود در دریای کاسپین هست.

این فک های دوست داشتنی از اونجایی که برای زاد ولدشون نیاز به هوای سرد و پوشش یخی دارن تو فصول سرد مهاجرت می کنن به سمت شمال دریای کاسپین و در فصول گرمتر میان به جنوب دریای خزر یعنی سمت ایران، آذربایجان و ترکمنستان. جنوب دریای کاسپین عمیق تره و در عمق، آب دمای پایین تری داره، به همین دلیل اونها تو فصول گرمتر ترجیح میدن که در جنوب دریای خزر باشن.

همه ما ایرانیها میدونیم دریای خزر در اصل یه دریاچه است، اونم بزرگترین دریاچه دنیا که باقی مونده یه اقیانوس باستانیه به اسم دریای تتیس.

ببینید دوستان زمین اینطوری نبوده که از ابتدا این 7 قاره به شکل امروزش وجود داشته باشه. بلکه حدودا 335 میلیون سال پیش 7 تا قاره‌ ایی که امروز مجموعه خشکی‌های زمین را تشکیل می‌دن همشون بهم متصل بودن و در واقع ما یک ابرقاره داشتیم به اسم پانگه‌آ که توفارسی بهش می گیم کهن قاره یا ابرقاره.

این ابر قاره یک پارچه بود تا اینکه 175 میلیون سال پیش کم کم این کهن قاره شروع کرد به جدا شدن و تکه تکه شدن، در اون زمان دریای تتیس در واقع یک اقیانوس بزرگ بود که بین دو تا قاره کهن قرار داشت. اقیانوس تتیس حدودا 5.5 میلیون سال پیش با پایین اومدن سطح آب و بالا اومدن سطح خشکی ها از بین رفت اما یادگارهایی از خودش به جا گذاشت از جمله دریاچه کاسپین.

در واقع این دریاچه اونقدر بزرگه که ساکنان قدیمی سواحل این دریاچه منظورم هزاران سال قبله، همیشه فکر می کردن که دریاچه خزر یه اقیانوسه.

در دوران باستان پارس ها و یونانی ها اون رو اقیانوس هیرکانی اطلاق می کردند. عربها به صورت سنتی اون رو بحر القزوین یا دریای قزوین می دونستن. همه اینها باعث شده هنوزم که هنوزه کسی از واژه دریاچه برای این پهنه آبی دنیا استفاده نکنه.

حالا ممکنه از خودتون بپرسین دریای کاسپین که یه دریاچست و راهی به آبهای باز نداره پس این فک ها از کجا پاشون به این دریاچه بازشده. باید بگم که شواهد نشون میده فک های کاسپی نوادگان یک نوع فک هستند به اسم فک حلقه دار که در قطب شمال زندگی می کردن. حدود 2.5 میلیون سال پیش دوران کواترنری روی زمین شروع شد. دوره ای که درش چرخه ای از گسترش یخها و بعد ذوب شدنشون روی زمین تکرار شده. احتمالا در اون دوره با گسترش یخ ها فک هایی که تو قطب شمال زندگی می کردن تونستن راه پیدا کنن به دریای کاسپین و با اتمام دوره کواترنری و از بین رفتن یخ ها، فک های خزری در دریای خزر محصور شدن و در واقع یه جورایی گیر افتادن و تا الان هم باقی موندن.

متاسفانه امروزه حال فک ها کاسپی خوب نیست. یک قرن پیش تعداد فک های کاسپی یک میلیون و پونصد هزار قلاده بود. در سال 2005 این عدد حدودا به صد هزار قلاده کاهش پیدا کرد و این کاهش همچنان هم ادامه داره.

اما یه خبر خیلی خوب اینه که اولین و تنها مرکز حفاظت از فک خزری در کشور ایران در سال ۲۰۱۰ رسماً شروع به کار کرده. این مرکز به همت خانم لنی هارت مؤسس مرکز بازتوانی و تحقیقاتی فک هلند در جزیره آشوراده، در نزدیکی سواحل بندر ترکمن احداث شده.

من بیشتر از این درباره این مرکز توضیح نمیدم چون قراره که در همین قسمت گپ و گفتی که که با دکتر شیرازی مسوول این مرکز داشتمو بشنوید اما قبل از شنیدنش می خوام چند تا حقیقت دیگه رو در مورد فوک ها بگم.

خوب همونطور که قبلا هم گفتم خانواده بزرگ فوک خیلی متنوعن. گرازهای دریایی، فیل های دریایی، فوک های سرپوش دار، فوک های روبانی و فوک ریش دار و گاوهای دریایی.
ما تصویر این موجودات رو به مرور می زاریم در اینستاگرام ژرفا. کافیه توی اینستاگرامتون سرچ کنید پادکست ژرفا به فارسی. پیدا میشه. لینکشم گذاشتیم در توضیحات اپیزود همین الان میتونین روش کلیک کنید.

خوب علاوه بر فوک های خزری که در موردشون صحبت کردیم و باز هم در ادامه اپیزود صحبت خواهیم کرد، آب های سرزمینی ما در خلیج فارس و دریای عمان میزبان گاوهای دریایی بوده و هست. گاو دریایی گونه بسیار ویژه ایه و بسیار بار ارزشه که به نظر من انسانها باید همه تلاششون رو بکنن تا از خطر انقراض نجاتش بدن. به این دلیل ویژه است که تنها پستاندار دریایی جهانه که گیاه خواره و از علف ها و گیاهان موجود در دریا تغذیه می کنه. بقیه پستاندارهای دریایی مثل نهنگ ها، دلفین ها، فوک ها و غیره همگی گوشت خوارن.

در بین پستان داران روی خشکی ما به تعداد زیادی گوشت خوار و گیاه خوار داریم که همتون میدونید و می شناسید. اما در آب همه پستانداران گوشت خوارن الا همین گاو دریایی که به نظر من خیلی ویژه اش می کنه. با این وجود من مطمئنم 99 درصد مردم ایران حتی روحشونم خبر نداره که همچین پستاندار آبزی ارزشمندی در سواحل دریای عمان و خلیج فارس زندگی می کنه. اهالی بومی چابهار به گاو دریایی در زبان محلی می گن «گوکین». متاسفانه خیلی از ایرانیا فکر میکنن این موجودات زیبا فقط مال کشورای دیگست و فقط باید توی مستندها دیدشون، اما بدونید گاوهای دریایی کلا در دنیا کمیابن اما با این وجود در جنوب وجود دارن.

بیشترین احتمال حضورش در سواحل چابهار، خلیج گواتر، سواحل پسابندر و بریسه. متاسفانه آمار درستی از وضعیت جمعیتی این جانور وجود نداره و گاها آماری که اعلام می شود تخمینیه و این مساله کمکی به وضعیت زیستی و حفاظت از این گونه نمی کنه. من شک دارم اگر از رییس سازمان محیط زیست ایران بپرسید که شما تا حالا اسم گاو دریایی رو شنیدید چشاش از حدقه نزنه بیرون. نتیجش این میشه حتی یک مطالعه درست روی این موجودات صورت نگرفته و الان ما حتی نمی دونیم که آیا هنوز تو آبهای ایران وجود دارن یا نه.

آخرین نشانه از وجود گاو دریایی در آبهای ایران، مشاهده لاشه یک گاو دریایی در سال 91 بوده و در سواحل ماسه ای بریس چابهار اما علائم حضور این جانور همچنان به چشم می خوره. من هم مطمنم اگر تحقیق میدانی کاملی صورت بگیره حتما این موجودات هنوز در آبهای ایران زندگی می کنن.

ازتون خواهش می کنم برید و سرچ کنید در مورد فیل های دریایی و ببینید که چقد این موجودات ارزشمندن و در موردشون اطلاعات کسب کنید و به بچه هاتون هم یاد بدید. اصلا برید سواحل سیستان و بلوچستان رو از نزدیک ببینید. سواحل سیستان و بلوچستان جزو زیباترین سواحل دنیاست. سواحل صخره ای چابهار و کنارک واقعا چشم نوازه. خلیج گواتر تنها خلیج اقیانوسی ایرانه. دریای عمان به دلیل عمیق بودنش که به 4600 متر می رسه و اتصالش به اقیانوس هند میزبان خیلی پستاندارهای دیگه هم هست از جمله دلیفین ها نهنگ ها و هزاران و شاید میلیون ها گونه دریایی دیگه. باید صنعت توریست البته پایدار که به طبیعت آسیب نرسونه در جنوب کشور پا بگیره.

چقدر دیگه شمال. باور کنید سواحل شمال از حد آستانه پذیرای توریست بودنش گذشته. هیچ ساحل بکری برای فوک خزری باقی نمونده جز جزیره آشوراده که اون هم با همت بلند مسوولین البته نه در حفظ که در تخریب طبیعت دیر نخواهد بود که به خاطره ها بپیونده.

آشوراده در واقع تنها جزیره ایرانی دریای خزره. تو این جزیره حیواناتی همچون شغال، روباه، خرگوش، قرقاول و کبک زندگی می کنن. علاوه بر اونها آشوراده همچنین در فصل های پائیز و زمستان میزبان هزاران پرنده مهاجر از منطقه سیبری و کشور روسیه است که در میان آنان، پرندگان نادر و بسیار زیبایی وجود داره. حتی گراز و نوعی اسب وحشی در این جزیره زندگی می‌کنند که توانایی خوردن آب شور دریا را دارند. اخیرا شنیدیم که دستور اجرایی شدن طرح گردشگری در جزیره آشوراده صادر شد و غم انگیرتر اینکه رییس سازمان محیط زیست با نادیده گرفتن تمام نظرات کارشناسان محیط زیست با اون موافقت کرد. اجرای طرح گردشگری آشوراده، فک‌ها و پرنده‌های مهاجر را از سواحل دریای خزر فراری می‌ده.

قراره در آشوراده هتل، مرکز تجاری، میدان تیراندازی، بازارهای متعدد، زمین گلف و تنیس، باغ پرندگان، موزه، پارک بازی، رستوران، سفره خانه، پلاژ بانوان و آقایان، قایقرانی و جاده احداث بشه. در زمان خانم ابتکار جلوی این طرح به خوبی مقاومت شده اما حالا آقای کلانتری باهاش موافقت کردن. به نظر می رسه ایشون هم تصمیم گرفتن نون خودوشن رو آجر نکنن و با یه امضای کوچیک خودشونو خلاص کنن.

آشوراده مروارید زیبای دریای کاسپینه. آیا باید ازش حفاظت کرد یا باهاش تجارت کرد؟ در این زمینه اجازه بدین یه نقل قول بکنم از خانم مه لقا ملاح. خانم مه لقا ملاح الان 102 سالشونه. ایشون عمرشون رو برای محیط زیست ایران گذاشتن و مادر محیط زیست ایران هستند و «جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست» را بنیان گذاشتن. ایشون در جشن تولد 100 سالگیشون مساله مهم جزیره آشوراده رو فراموش نکردن و گفتن:‌

یکی از مسائل غم انگیز برای همه ایرانیان مسأله آشوراده است و باید برایش اشک بریزیم چون می‌خواهند اینجا سرمایه‌گذاری کنند تا آلوده‌اش کنند. داریم همه جا را از بین می‌بریم مثل همه جزایر جنوبی‌مان، ولی این تنها جزیره شمالی ماست که تاریخی چندصدساله دارد و زیستگاه پرندگان است. کجای این تصمیمات درست است ؟ من از مسئولان عاجزانه تقاضا دارم یک کم فکر کنند و صدای این طرفداران محیط زیست را که چندسال است ضجه می‌زنند؛ آشوراده را خراب نکنید، بشنوند.

بهتون پیشنهاد می کنم برید در مورد خانم مه لقا ملاح بخونید. من عاشق ایشونم. زندگی پربارشون واقعا الهام بخشه خصوصا برای خانمای هم وطنم. فقط در همین حد بگنم که با داشتن بیش از صد سال‌ هنوز در حالی که روی صندلی چرخ‌دار ‌می‌نشینن، درخت می‌کارن. مادر طبیعت ایران همچنان دل‌نگران فرزندشون ایرانن. شاید پیام تلاش‌های ایشون این باشه: پاسداری از محیط‌ زیست زمان نمی‌شناسه سن نمیشناسه. ایشون همیشه می گفتن وضع چنان وخیمه که «باید حرف‌های سیاسی را‌‌ رها کنید. مسئله اصلی کشور فاجعه محیط زیستی است که نه چپ می‌شناسد، نه راست و نه دشمن خارجی. الحق که باید این جمله رو باید با آب طلا نوشت زد سر در مجلس و قوه قضاییه و نهاد ریاست جمهوری.

یه خبر بد دیگه ای که هفته پیش منتشر شد و می تونه تیر خلاصی باشه بر پیکره محیط زیست کشورمون اینه که آقای کلانتری رییس سازمان محیط زیست کشورمون با انتشار نامه ای به وزیر نیرو موافقت این سازمان و با انتقال آب دریای خزر به سمنان اعلام کرد. نامه ای که به عنوان سند خیانت به محیط زیست کشورمون در تاریخ ثبت شد. به نظر آقایون می خوان بلایی که سر زاینده رود، دریاچه ارومیه و کارون آوردند بر سر دریاچه خزر هم بیارند. برای اینکه در جریان باشید، پروژه انتقال آب دریای خزر سالهاست که در دولت های مختلف مطرح شده. اولش هم با ایران رود شروع شد. می خواستن کانالی بزنن که دریای خزر رو وصل کنه به دریای عمان و آب های آزاد. به مرور طرح عوض شده و عوض شده تا رسیده به شکل امروزیش که انتقال آب خزر به سمنان و فلات مرکزی هست. دوستان یادشون میره که دریای خزر یک دریاچست. ببینید ما همیشه باید از تاریخ یاد بگیریم. بزارید چند نمونه تاریخی رو براتون بگم شاید بیشتر متوجه اوج فاجعه بشید.

ببینید اتحاد جماهیر شوروی سابق خصوصا در زمان روی کار اومدن لنین و بعد ها در زمان استالین برای پیشرفت اقتصاد کشورش و وضعیت مردمش دست به اجرای یک مجموعه از پروژه های بزرگ زد. اکثر این پروژه ها هم توسط اردوگاه های کار اجباری گولاگ ساخته شد. محکومین سیاسی که اون زمان حدود یک دهم جمعیت شوروی رو شامل می شده محکوم به کار اجباری در گولاگ بودند. حتی کودکان و سالخوردگان هم شامل می‌شدن. خیلی از زندانیان از سرما، گرسنگی و خستگی در این اردوگاه های کار اجباری از دنیا رفتند. داستانهای بسیار بسیار تکان دهنده این اردوگاه های اجباری که بهتون پیشنهاد می کنم اگر کنجکاو شدید کتاب مجمع الجزایر گولاک رو بخونید یا اپیزود مجمع الجزایر گولاک از پادکست بی پلاس رو گوش کنید. علی بندری عزیز خیلی خوب و کامل در این مورد صحبت کرده.

یکی از این پروژه ها که توسط این اردوگاه ها انجام شد پروژه وصل کردن دریاچه خزر به آب های آزاد بود. و شوروی این کار رو انجام داد و الان در واقع دریاچه خزر وصله به دریای سیاه و آب های آزاد. دو تا رودخونه وجود داره در روسیه به نام های ولگا که به دریای خزر می ریزه و رودخانه دون که به دریای سیاه می ریزه و دریای سیاه هم که میدونیم دریای آزاده، وصل میشه به مدیترانه و از اونجا هم که به اقیانوس اطلس.

اتحاد جماهیر شوروی یک طرحی داد که یه کانالی بزنه و این دو تا رودخونه رو به هم وصل کنه. این پروژه عظیم توسط اردوگاه های کار اجباری گولاگ طی چهار سال ساخته شد. اینطوری دریای خزر وصل شده به آب های آزاد. حالا بعد از این اتصال، اتفاقی تلخ و وحشتناکی برای دریاچه خزر افتاد و هنوز هم بعد از گذشت سالها برطرف نشده بلکه هر روز بدتر و بدتر میشه اینه که بعد از اتصال دریاچه خزر به دریای سیاه یک سری شانه دارهای دریایی که در واقع یک گونه مهاجم محسوب میشن از طریق این کانال وارد دریاچه خزر شدن.

شانه دارهای دریایی از خانواده عروس های دریایی هستند که خیلی کوچیکن و ساختار بدنشون کاملا شفاف و خیلی سادست در واقع 95 درصد بدنشون رو آب تشکیل میده. اما چون بومی این دریاچه خزر نیستن و در اصل متعلق به غرب اقیانوس اطلسن، در این دریاچه گونه مهاجم محسوب میشن. گونه مهاجم یعنی چی؟ گونه مهاجم به موجود زنده‌ای گفته می‌شود که از پیش در یک منطقه حضور نداشته و با معرفی شدن به آن منطقه باعث بر هم خوردن نظم طبیعی آن و ایجاد خسارت‌های اقتصادی، محیط زیستی یا اکولوژیکی می‌شود.

گونه مهاجم به دلیل آنکه تعلقی به اون منطقه معرفی شده نداره می‌تواند گونه‌های رقیب را به راحتی کنار بزند و مانع از رشد و زایش دیگر گونه‌هایی شود که به صورت طبیعی در آن منطقه زندگی می کرده‌اند. دلیلشم اینه که رقیب طبیعی اون گونه در اون سیستم و در اون زنجیره غذایی وجود نداره. همین اتفاق در دریاچه خزر هم با ورود شانه دارهای دریایی افتاد و نظم اکولوژیکی منظقه به هم ریخته و الان این شانه دارها بلای جان دریاچه خزر شدن. چون اپیزودمون در مورد فوک هاست جا داره بگم، یکی از اصلی ترین دلایل کاهش جمعیت فوک های خزری همین شانه دارهای مهاجم هستند.

این شانه دارهای دریایی از موجودات ریزی به اسم زوپلانکتون تغذیه میکنن و این باعث شده جمعیت این موجودات در دریاچه خزر به شدت کاهش پیدا کنه. از آن جا که موجودات غذای اصلی ماهی کیلکا و تمامی بچه ماهی‌هاست، شمار کیلکاها کاهش چشمگیری داشته و از آن‌جا که کیلکا مهمترین غذای اکثر جانوران گوشتخوار دریا مثل خاویارها، ماهی سفید و البته فک خزریه، به جمعیت این گونه‌ها هم آسیب رسیده‌است.

پس میبینید که انجام یک پروژه بدون در نظر گرفتن عوارض زیست محیطیش چه عواقب وحشتناکی داشته باشه. بزارید یه مثال دیگه با هم از شوروی سابق بزنم. این دیگه اوج فاجعه است. در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی، دولت شوروی تصمیم گرفت، رودخانه‌های آمودریا (جیحون) و سیردریا (سیحون) که بیشتر آب دریاچه آرال را تأمین می‌کردند به سوی بیابان‌های آسیای میانه تغییر مسیر دهد تا پنبه، برنج، صیفی‌جات و غلات در این مناطق کشت شود. خیلی آشناست نه؟ یاد چی میفتین؟ انتقال آب دریایی خزر به سمنان برای استمرار و گسترش کاشت خربزه و هندوانه.

آرال در گذشته یکی از چهار دریاچه بزرگ دنیا بود که ۶۸ هزار کیلومتر مربع وسعت داشت اما از بعد از انحراف مسیر رودخانه‌های آمودریا و سیردریا به بیابان قره‌قوم به منظور کشاورزی، این دریاچه رفته رفته کوچک شد و در سال ۱۹۸۷ میلادی به دو دریاچهٔ کوچک آرال شمالی و آرال جنوبی تقسیم شد. در سال ۲۰۰۴ مساحت آن به ۲۵٪ مساحت اصلی رسید و شوری آب آن ۵ برابر شد. الان سطح دریاچه در مجموع ۱۰ درصد مساحت اصلی دریاچه را داره. ده درصد. خشک شدن دریاچه ارال امروزه یکی از بدترین فجایه زیست محیطی کره زمین محسوب میشه.

نابودی دریاچه البته برای شوروی‌ها عجیب نبود و آن‌ها از ابتدا انتظار آن را داشتند. چون این تصمیم در شورای وزیران گرفته شده‌ بود و شخصی در سطوح پائین‌تر نمی‌توانست به آن اعتراض کند. اما ما نبایستی بزاریم تاریخ تکرار بشه.

ممکنه بپرسین چاره کار چیه؟ با این همه مشکلات زیست محیطی چه کار باید کرد. اگر نظر من رو بپرسین اولین اقدام باید این باشه که سازمان محيط‌ زيست به‌عنوان يك وزارتخانه مقتدر ارتقا پیدا کنه و این وزارت خونه توسعه پايدار مبتني بر حفظ محيط‌ زيست و توانمنديهاي اكولوژيكي كشورمون رو در اولويت برنامه‌هاي آتي كشور قرار بده.

ممکنه بگید که در آمریکا هم آژانس حفاظت از محیط زیست وزارت خونه نیست درسته اما این سازمان از یک وزارت خونه هم قدرتمندتر عمل می کنه و قوانین زیست محیطی رو بر تمام پروژه ها اعمال میکنه. ارزیابی های زیست محیطی این سازمان ملاک سلامت یک پروژه است و اگر غیر از این باشه پروژه باید رضایت این سازمان رو بگیره. اینطوریه که فجایع زیست محیطی مثل سد گتوند اینجا اتفاق نمیفته. حتما می دونید دیگه سد گتوند رو ساختند و آب شیرین کارون بزرگترین رودخانه کشور رو شور کردند. و نتیجش اینه که امروز جلگه سرسبز خوزستان داره ویران میشه، داره کویر میشه.

بله. یه بخش عمده ای از معضلات زیست محیطی کشورمون هم ریشه در نبود آگاهی های لازم و ضعف فرهنگی در زمینه ارتباط انسان و طبیعت داره و در واقع نوعی مشکل فرهنگی محسوب میشود. برای رفع این مشکل فرهنگی هم بید رو به آموزش همگانی اورد و آگاهی های زیست محیطی مردم رو ارتقا داد. نکته ای که در اپیزودهای مختلف بارها بهش اشاره کردم.

قبلا مثال های مختلفی رو براتون از این فقر فرهنگی زدم، ماجرای حمله با سنگ به توله خرس در سوادکوه، ماجرای کاوه پلنگی که بر اثر بلعیدن پلاستیک و زباله های انسانی کشته شده بود و خیلی نمونه های دیگه. بزارید یه نمونه دیگه براتون تعریف کنم.

چند تا جوون ایرانی توی خلیج فارس با قایقشون شونه به شونه یه نهنگ حرکت می کنن، بعد یکی از اونها از توی قایق می پره روی نهنگی که موازی سطح آب در حال حرکته، بعدشم نفر دوم اضافه میشه و شروع می کنه به پریدن روی نهنگ بی نوا. نفر سوم هم از توی قایق در حال فیلم گرفتن و قه قه زدنه و هی دوستانشو تشویق می کنه که برو، برو رحمت روی بالش، برو روی سرش. نهنگی که اذیت شده بعد از چند دقیقه تحمل در کمال نجابت زیر آب می ره و صحنه رو ترک می کنه در حالی که می تونست یه لقمه چپشون کنه اگر می خواست. اما عمق فاجعه می دونین کجاست؟

اون جوونی که این رفتار زشت رو انجام داده دعوتش می کنن به یه برنامه تلوزیونی پربیننده به اسم فرمول یک با مجری گری علی ضیا. بله پاداش کار ناشایست رحمت معروف شدنش بود و دریغ از یک شماتت و سرزنش جدی در این برنامه. اینترنت پره از مصاحبه های مختلف رحمت با خبرگزاری ها ی مختلفی که از هیچ فرصتی برای جذب مخاطب نمی گذرن صرف نظر از سود و فایده مصاحبه هاشون برای جامعه.

نهایت توصیف اونها از این کار ناشایست اینه: شیطنت شیرین جوان ایرانی با نهنگ. البته بعضی از کاربران شبکه های اجتماعی از رحمت و کارش به درستی انتقاد کردن اما خیلی کاربرای دیگه هم از خجالت اونها دراومدن. چند تا نمونه از کامنت ها رو می خونم.

یکی به اسم مهراز میگه:

این فیلم نهنگ سواری، خفن‌ترین، قشنگ‌ترین، باحال‌ترین چیزی بود که این چند وقت دیدم. چطوری دلتون میاد غر بزنید. هم جرات میخواد هم مهارت.

میلاد:

نهنگ زحمتکش برا به‌دست آوردن یه لقمه نون حلال داره مسافرکشی میکنه اینهمه حرف پشتش درآوردن خجالت بکشید.

قندهار:

شما اگه نهنگ دیدین سوار نشین

یکی دیگه گفته:

برای نهنگ سواری دونفره کسی هست؟

رامینویچ گفته:

اسم سرخپوستی بوشهری‌ها: ایستاده بر نهنگ

این خیلی فاجعه است که افراد زیادی از جامعه همه با هم متوجه کار ناشایست رحمت نشدن و این یعنی خیلی کار داریم باید آموزش ها داده بشه و فرهنگ سازی ها صورت بگیره و همه اینها هم باید از کودکی و سنین پایین آغاز بشه. چگونگی رفتار با حیوانات و رعایت حقوق اونها رو باید از همون کودکی به بچه هامون یاد بدیم و الا دیگه خیلی دیر می شه. و نهایتا بدتر از همه اینکه ماجرای رحمت این همه گفته شد و گفته شد اما حتی یک نفر پیدا نشد که بگه بابا این موجود اصلا نهنگ نیست. این فقط یک کوسه است. تو یه مصاحبه خوندم که خود رحمت خیال می کرد سوار نهنگ عنبر شده در صورتی که در خالهای روی پوستش و از شکل سرش کاملا مشخصه که اون کوسه ایه از خانواده فرش کوسه ها که به خاطر طرح های رو پوستشون که مثل فرش می مونه به فرش کوسه معروفن. این کوسه که در فیلم رحمت هست در واقع بزرگترین نوع کوسه تو دنیا است و فقط هم از موجودات خیلی ریز مثل پلانکتون ها تغذیه می کنن و وضعیتش هم خیلی شکنندست و گونه در معرض خطر در دنیا محسوب می شه.

حالا فقط برای اینکه میزان توجه به محیط زیست رو در کشورهایی که بیشتر اهمیت میدن براتون بیان کنم یه داستان جالبی رو براتون تعریف می کنم.

توی آمریکا چیزی وجود داره تحت عنوان Government Shout Down یا تعطیل شدن دولت. معمولا هم زمانی اتفاق میفته که دولت بر سر تصویب بودجه با کنگره به تفاهم نرسن. شما ببینید که چقدر نظارت هست رو دلار دلار این بودجه ها که حتما باید روش تفاهم صورت بگیره. حالا اگر این تفاهم صورت نگیره و ماجرا کش دار بشه ممکنه باعث تعطیلی دولت بشه. چون دولت که نمی تونه بدون بودجه کار کنه.

این اتفاق سال 2018 افتاد و طولانی ترین تعطیلی دولت آمریکا رقم خورد به مدت 35 روز. خوب تو این مدت مراکز دولتی به جز مراکز حساس و درمانی و اینها تعطیل میشن و یا کارمندان بدون حقوق کار می کنن. یکی دیگه از جاهایی که بسته میشه و ما باهاش کار داریم پارک های ملیه. امریکا 1250 پارک ملی داره. در اون زمان کسی نمی تونه به این پارکها بره برای بازدید.

یک روز اهالی اطراف پارک ساحلی Point Reyes بالاتر از سان فرانسیسکو در ایالت کالیفرنیا می بینن که 50، 60 تا فوک از نوع فوک های فیلی اومدن به ساحل این پارک و بچه هاشونو به دنیا اوردن. این مساله اصلا سابقه نداشته در اون منطقه. به نظر این فوک ها از فرصت تعطیلی دولت و نبود گردشگر در اون منطقه استفاده می کنن و با احساس امنیتی که بهشون دست میده به ساحل میان و تصمیم می گیرن همونجا بچه هاشونو به دنیا بیارن و ازشون نگهداری کنن. برای اینکه این توله ها به قدر کافی بزرگ بشن و اماده بازگشت به اقیانوس ارام بشن حداقل چند ماه باید مادرشون در ساحل ازشون مراقبت می کنه و بهشون شیر بده.
دولت می دونید چه تصمیمی گرفت؟ تصمیم گرفت اون پارک رو به کلی برای چندین ماه تعطیل کنه. اونها حتی جاده منتهی به اون پارک رو هم تعطیل کردن تا هیچ گونه مزاحمتی برای این فوک ها ایجاد نشه و مبادا سر وصدای عبور و مرور ماشینها فوکی رو آزار بده.

الان هم به کلی دارن برنامه های اداره اون پارک ساحلی رو عوض می کنن چون احتمال میدن که ممکنه سال بعد هم دوباره این فوک ها برگردن. اونها به این مساله هم به عنوان یه چالش نگاه می کنن، چالش محافظت از حیات وحش و هم به عنوان یه فرصت، فرصت تماشای حیات وحش توسط مردم. حالا دارن برنامه ای میزارن که این دو تا با هم تضادی نداشته باشن و بشه هر دو رو انجام داد.

مقایسش کنید با طرح گردشگری آشوراده و ساخت پلاژ و هتل و هزاران مگا پروژه دیگه در کشورمون. این جور پروژه ها یعنی فوک ها، پرنده های مهاجر، برید بیرون چون ما اینجا می خوایم پول در بیاریم.

خوب یک نمونه از تلاش های موفق و در خور تحسین در کشور خودمون که منجر به افزایش آگاهی عمومی در میان اهالی و صیادان شمال کشورمون نسبت به فوک خزری شده، احداث مرکز درمانی و تحقیقاتی فوک خزری هست در جزیره آشوراده. میخوایم یه گپی بزنم با دکتر شیرازی رییس این مرکز و کلی اطلاعات مفید ازشون گرفتم که حتما براتون جالب خواهد بود. با هم بشنویم.

خوب میدونم که خیلی از شنونده های پادکست ژرفا دغدغه محیط زیست رو دارن و حاضرن به نوبه خودشون حتی خیلی کوچک هم که شده کاری رو برای محیط زیست یا حتی در جهت فرهنگ سازی مردم انجام بدن. وقتی یک خانم هلندی برای نجات فک های خزری قدم بر می داره چرا ما کمک نکنیم.

لازمه بدونید آقای شیرازی و گروهشون به صورت کاملا داوطلبانه این خدمات رو انجام میدن و شما هم می تونید کارهایی از این دست رو با اطرافیانتون شروع کنید. پرنده های فریدون کنار نیازمند کمک شما هستند، فوک های خزری نیازمند شما هستند، گاوهای دریایی جنوب نیازمند توجه هستند. تا دلتون بخواد میشه مثال زد. ولی اگر ذهنی این دغدغه رو داشته باشه یه مثال براش کافیه که دست به کار بشه و قدمی برداره. هر چند اون قدم در حد جمع کردن زباله ای از طبیعت باشه یا باز کردن سر صحبت و ایجاد این دغدغه در ذهن دیگران باشه.

یادمون باشه که جابجا کردن کوه های بزرگ با جابجا کردن سنگ ریزه ها شروع میشه. پادکست ژرفا با همین دغدغه ها تولید میشه. پادکستی که به کمک افسانه قضاوی، میلاد پاینده و من علیرضا پاینده تولید میشه.

از کجا بشنویم

پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا
پادکست ژرفا

دیگر اپیزودها

مطالب تکمیلی

آخرین مطالب بلاگ

0 دیدگاه

دیدگاه مورد نظر خود را ارسال کنید

نظرات خود را منتقل کنید
با ارسال کامنت مشارکت کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *